وصیت نامه شهید عبدالرحیم بهمنی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین امنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم منعذاب الیم. تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم و ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون. قرآن کریم ـ سوره صف 11 ـ 9
(ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات بخشد دلالت کنم، آن تجارت این است که به خدا و رسول ایمان آورید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، این کار از تجارتی اگر دانا باشید برای شما بهتر است.)
چه معامله ای بهتر از جهاد در راه خداست که در این معامله خریدار خداوند متعال و فروشنده مخلوق ضعیف اوست. در چنین معامله ای هیچ ضرری متوجه انسان نخواهد شد مگر سودی معنوی. حضرت محمد (ص) می فرماید: اگر مردم بدانند که در برابر سختی هایی که در دنیا تحمل می کنند چه پاداشی در آخرت دارند درخواست می کردند با قیچی
آنها را تکه تکه کنند. پس سختی در هر کاری که برای خدا باشد مزدی بزرگ دارد و با توجه به اینکه زندگی جاودانی پس از مرگ است چه بهتر که انسان در چند روزه زندگی دنیا فرمان بردار حق تعالی باشد و سختی ها را برای رضای خدا تحمل کند تا نتیجه ای عالی از خالق دریافت کند.
وصیت من این است که همیشه بیاد خدا باشید در همه کارهایتان خداوند را ناظر و حاضر بدانید. اگر چنین باشد انقلاب بسوی راه اصلی خود هدایت می شود. حجاب اسلامی را رعایت نمایید و با وحدت به ریسمان خداون چنگ بزنید و هر چه بیشتر در پیشبرد انقلاب کوشا باشید. از مادرم و همسرم می خواهم که نگران نباشند که مرا از دست داده اند. خدا را شکر کنید و بدانید سرپرست همه مخلوقات کسی است که آنها را به وجود آورده. برای من گریه نکنید. از همه اقوام و آشنایان بخواهید که برایم از خداوند متعال طلب آمرزش بکنند. مرا در بهشت شهدای اهواز دفن کنید.
از فرزندانم می خواهم حداکثر کوشش خود را در پیشبرد اسلام بکنند و در همه حال بیاد خدا باشند و جریان این انقلاب را عمیقاً بررسی کنند و این را بدانید که رزمندگان اسلام با ایمان به خدا و پیروی حضرت محمد (ص) و ائمه علیه السلام و عشق به حضرت حجت (عج) و به فرمان امام خمینی (مدظله) در این جنگ شرکت کردند تا ندای هل من ناصر امام حسین (ع) را لبیک بگویند و خوشحال باشند از اینکه پدر خود را در راه اسلام از دست داده اند و با سربلندی در جامعه زندگی کنند. از خواهرم می خواهم که رسالت خویش را در پیشبرد اسلام انجام دهد و حال که برادرت را خداوند سعادت داده تا به فرزندت بپیوندد و مسؤولیت شما در این خانواده بیشتر گشته و باید صبر بیشتر داشته باشید که خداوند با صابرانست.
در خاتمه از همه اقوام و آشنایان معذرت خواهی می کنم تا مرا دعای خیر نمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
عبدالرحیم بهمنی 8/11/64
بسم الله الرحمن الرحیم
(( یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ))
با نام و یاد خدای منان و با دورود به رهبر کبیر انقلاب و سلام بیکران به روان پاک شهدا ء قلم
شکسته خود را بر گرفته تا شاید بتوانم چند کلمه قصیر و کوتاه بر کاغذ آشکار سازم ، باشد
که فرمان الهی را اجرا کرده باشم .
خدایا ، بار الها ، پروردگارا ، معبودا ، مولایم من حقیر و فقیر که طاقت از دست دادن پاهایم را
ندارم چگونه تحمل عذاب تو را می توانم بکنم ؟ خدایا مرا ببخش ، از گناهانم در گذر ، تو کریم
و رحیم هستی و من بخیل و معصیت کارم ، خدایا با کوله باری از گناه و معصیت و غیبت بسوی
تو می آییم تا بلکه به کرم و رحمت از من در گذری و مرا به فردوس جاویدانی و همیشگی و
عرفان خویش راه دهی .
خدایا ،
مبادا فردا در جلو دوستانم سر به زیر باشم ، خدایا نکند فردا با روی سیاه در محضر
تو حاضر شوم . ای وای ، وقت آن است که بهار جوانی و پائیز پیری به یکدیگر متصل گردند
و اندکی بعد انفصال .
ای مسافر بی ساز و برگ و ای راحل بی توشه ، ای زارع در آستانه درو و ای تاجر خالی الکف
( دست خالی ) و ای پرنده در چنگال صیاد ، آیا نشنیده ای که (( ان الله لبالمرصاد )) ؟ آیا
گردونه های سنگلاخ را با پاهای برهنه مناسبتی هست ؟ آیا بی توشه به راه مخوف و
خطرناک اراده توان کرد ؟ آیا منازل ترسناک و ناپیدایی را که ابتدای آن مرگ است و سکرات ،
چگونه طی خواهد کرد ؟ .
ای نفس هیچ بیاد می آوری اوقاتی را که ...
کل یوم عاشورا کل ارض کربلا
حسین علیبه السلام بر علیه یزید قیام کرد ، زیرا که یزید و یزیدیان اسلام را می خواستند از
میان بردارند و هم اکنون نیز تاریخ تکرار می شود و ابرقدرتهای جهان دست به دست هم
داده اند تا اسلام را از میان بردارند و ما که پیرو حسینیم علیه السلام نیز در کربلای پر خون
شهیدان خوزستان راهش را ادامه می دهیم تا بتوانیم اسلام عزیزمان را به جهان صادر
نمائیم . و آنرا زنده نگه داریم انمایستاذنک الذین لا یومنون بالله و الیوم الاخر ( توبه ۴۵ )
آنهائی که از تو تقاضای معافیت از جنگ و جهاد می کنند به خدا و روز قیامت ایمان ندارند .
پدر و مادر عزیزم دعا کنید که جز شهدا باشم . پدر اولین قطره خون شهید بر روی گناهان
او ریخته می شود و تمام گناهانش ریخته می شود و تمام گناهانش پاک می شود بجز
دینی که بر گردن اوست . نه به کسی بدهکارم و نه طلب کارم اما اگر کسی از من مطالبه
ای کرد به او بدهید . من از شهرداری زمینی گرفته ام و مقداری بر روی زمین خرج کرده ام
زمین را به شهرداری بر گردانید و خرج کردم را بگیرید و یک مقدار پول در بانک قرض الحسنه
و ۲۰۰۰ ریال در صادرات و ۲۰ ریال در بانک ملی دارم و یک مقداری پ۱ول از آموزش و پرورش
می خواهم آنها را جمع آوری کنید و سوال شود اگر خمس به آنها تعلق می گیرد بدهید و
اگر نیاز دارید می توانید از آنها بردارید و بقیه اش را برای تسهیلات جنگ اسلام با کفر خرج
نمائید و اگر جنگ تمام شد به جنگ زدگان کمک کنید و یک مقداری ابزار کار بنائی پیش
آقای ذاکر دارم که آنها را به صاحبش بر گردانید و مقداری کتاب دارم که آنها را در یک کتابخانه
عمومی بگذارید تا مردم از آنها استفاده نمایند . پدر و مادر عزیزم و برادران عزیز مرا ببخشید
اگر روزی شما را ناراحت کرده ام . شما مثل کوه در مقابل مشکلات پایدار و مستحکم باشید
خدا به شما اجر بدهد و خدا به شما صبر عطا نماید . برایم ناراحت نباشید و گریه با صدای
بلند نکنید و خوشحال باشید که فرزندتان را در راه خدا داده اید و من برای انجام وظیفه
دینی ام به جنگ و جبهه رفتم و کسی مرا مجبور به رفتن نکرده بود . از تمام خویشان
و دوستان برایم حلالیت بجوئید و به آنان سلام برسانید . والسلام علی من الاتبع الهدی
احمد معاون جولا
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهداء
با سلام و درود به رهبر عزیزم امام خمینی و رزمندگان اسلام و سلام بر پدر و مادرم که من
را با زحمتهای فراوان بزرگ کردند و آخر در این دنیا از من چیزی ندیدند . پدر و مادرم می دانم
که خیلی بفکر من هستید و خیلی ناراحت می شوید از اینکه از میان شما می روم و خیلی
ناراحت می شوید از اینکه جسد فرزندتان تکه تکه شده است و یا اینکه جسد او را هم بدست
نیاوردید معلوم نیست به چه صورت از این دنیا می روم فقط خدا می داند ، و من می ترسم
از آن روزی که ...
بسم الله الرحمن الرحيم
القـارعه. ما القـارعه . و ما ادرئـک ما القـارعه . يوم يـکون
الناس کالفراش المبثوث . و تکون الجبال کالعهن المنفوش . فـاما من ثقلت
موازينـه .فـهو فی عيشه راضيـه . واما من خفت موازينه .
فامه هاويه . وما ادرئک ماهيه نار حاميه.
با نام و يا خدا که هر چه دارم از اوست وصيت نامه ام را آغاز ميکنم . خدايي را که در طول
زندگی بمن آنچه را که شايسته آن نبودم را که تا بحال قدر او را نتوانستم بدانم . رهبری
که زند ه ام کرد و از خواب غفلت بيدارم نمود .سلام بر امام پيشوا و محبوب خمينی که
با زنده کردن امت ما اسلام را زنده کرد .سلام بر شهيدان هميشه زنده تاريخ که با خون
خود نهال اسلام بزرگ را زنده و پا برجا نگه داشتند . سلام بر علما راستين که به
جهد خود پاسداران واقعی خون مومنان صادق بودند و سلام بر پدر و مادر خوبم که
رنجهای زيادی برای تعليم و تربيت من کشيدند خداوند اجرتان بدهد .
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند در هم کوبنده ی مستکبران و دوستدار مستضعفان و دوستدار ائمه اطهار و دوستدار دوستداران آنان و دشمن دشمنان آنان
اللهم قوعلی خدمتک جوارحی .
مدتیست دیدار با خانواده عزیز شهداء گروهان رو آغاز کردیم . آخرین دیدارمان که اولین دیدار
بعد از ماه مبارک رمضان است . دیدار با خانواده شهید محمد مهدی نوروز تولائی بود .
با دیدن پدر شهید دو احساس متفاوت به من دست داد . این عزیزان که جوان و جوانان
نمونه ای از هرحیث تربیت کردند و با سخاوت به اسلام و انقلاب تقدیم کردند خود در فراق جگر
گوشه هاشان در سکوت مقدسی سوختند و گذراندند و اکنون بعضا با عوارض گذر سن دست
به گریبانند ، اما در مواجه با دوستان و همرزمان شهیدشان ، گشاده رو و خوش رو و با گذشت
هستند . هیچ گله گی ندارند . چون خوب می دانند که با خدا معامله کرده اند .
شهید محمد مهدی
با همرزمان خود از اروند عبور کردند و پس از خط شکنی غواصان برای درهم
شکستن خطوط دفاعی دشمن در عمق منطقه عملیاتی در پشت اولین خکریز سقوط کرده
دشمن مستقر شدند . مجددا فرمان پیشروی صادر گردید ، در تاریکی شب و در زیر آتش دشمن
تا نهر شماره ۹ به پیش رفتند . در گیری نفر بنفر در جاده فاو ـ ام القصر و در پست دژبانی ورودی
به شهر فاو به اوج خود رسید . در نهایت با تقدیم تعدادی شهید به پیشگاه خداوند پایگاه
دشمن سقوط کرد و شهید محمد مهدی و همرزمان او همانجا مستقر شدند . شهید ، از دیگران
برای حفظ خودشان از آتش دشمن می خواست آیت الکرسی را تلاوت کنند و دیگران غافل
از اینکه او خود طلب شهادت می کرد . فردای همان روز با هجوم دو تانک دشمن مواجه شدند
که با شجاعت وصف ناپذیری هر دو تانک منهدم و سرنشینان آنها کشته یا بعضا زخمی و در
نیزار ها متواری شدند . در جلسات توجیهی تانکهای موجود در فاو برای حفاظت را در حالت
عادی ۲۵ تانک تخمین زده بودند ، لذا محمد مهدی برای شکار تانکهای مهاجم احتمالی در
محلی کنار جاده کمین کرده بود . نیروهای بعثی از تراکم نیزار ها استفاده کرده و از جناح چپ
با تیربار به نیروهای پیروزمند اسلام آتشباری کردند که در نتیجه تیری در قلب پاک
محمد مهدی اصابت کرد و روح پاک او به آسمان ها پر کشید .
جسم مطهر شهید محمد مهدی نوروز تولائی پس از انتقال به اهواز در بهشت شهدای
شهر بخاک سپرده شد .
بسم الله الرحمن الرحیم
اذا جا ء نصرالله و الفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد ربک
و استغفره انه کان توابا
در این لحظه که قلم را بدست گرفته ام نمی دانم چه بنویسم و در این فکرم که رسالت
سنگین ما را قلم می تواند به جهانیان برساند یا نه . بهر حال از همرزمانم شروع میکنم
و حماسه خونینشان را با زگو می کنم می گویم که چگونه این جانبازان با خون خود وضو
ساختند و می گویم که چگونه چون شهابی درخشان بر سینه ظلمانی کفر تاختند .


وصیت نامه شهید مسعود ماپار
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله و
تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون .
این وصیت نامه بنده حقیر مسعود ماپار فرزند نعمت الله که با شهادت به وحدانیت خدا
و اینکه پیامبر اکرم آخرین فرستاده اوست وصیت خود را با این آیه از قرآن که میفرماید :
(( یا ایهاالذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون ))
آغاز می کنم که خدا می فرماید چرا چیزی می گوئید که به آن عمل نمی کنید ؟
و میترسم منهم مشمول این آیه بشوم ولی از آنجا که خدا و پیامبرش وصیت را
امر مهم و واجبی شمرده اند منهم از باب تذکر وصایائی هر چند ناقص می کنم .
اولین وصیتم به شما در مورد امام امت است ، این امامی که واقعا آمدنش برای
ما معجزه بود و توانست ما را از آن فسادها و بی بند باریها نجات دهد و به شما
می گویم قدر این امام را بدانید و می دانم که هیچ کدام از ما آنطوری که باید
امام را بشناسیم هنوز نشناخته ایم و بشما می گویم که حتی المقدور
برهنمودهای او عمل کنید و این نماز جمعه ها را ترک نه کنید و دیگر وصیتم
به این جوانهائی که گول این آدمهای فرصت طلب را خورده اند ، که یک ذره
بخود بیایند و فکر کنند در چه موقعیتی از زمان واقع شده اند .
خداوند انشاالله همه ما را و همه امت اسلام را عاقبت بخیر بگرداند و به این
جوانهای پاکدل می گویم که سعی کنید همیشه جبهه ها را همانطوریکه
امام فرموده اند گرم و محکم نگهدارید و همیشه در کارها بخدا توکل کنید واز
خدا بخواهید که فرج امام زمان را هر چه سریعتر بگرداند و بدانید که اسلام
غریب است و باید بکمکش شتافت و به خانواده ام بگویم من می دانم که
شما را بیش از حد اذیت کرده ام ولی با کمال معذرت از شما می خواهم که
مرا ببخشید زیرا پیامبر می فرمایند :
اگر کسی پدر و مادراز او راضی نباشند به بهشت نمی رود و بدانید اگر شما
را اذیت کرده ام از روی نادانی بوده است و دیگر اینکه اگر کسی آمد طلبی داشت
به او بپردازید و سعی کنید در دوری من بیش از حد گریه و زاری نکنید .
از همگی شما چه خانواده و چه دوستان و آشنایان همگی حلالیت می طلبم
و امیدوارم که مرا ببزرگی خودتان ببخشید . از همگی شما التماس دعا دارم
و امیدوارم از خدا بخواهید که مرا از گناهانم عفو کند بامید آنکه خداوند همه ما را
عاقبت بخیر بگرداند همه شما را بخدا می سپارم .
((( اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا )))
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار
خدایا شفاعت امام خسین علیه السلام را نصیب تمام بندگان خطا کار خود بگردان
التماس دعا : مسعود ماپار ۱۹ / ۱۲ / ۱۳۶۳ ساعت ۵ بعداز ظهر
تاریخ شهادت ۲۸ / ۱۲ / ۱۳۶۳ عملیات بدر
وصیت نامه پاسدار شهید محمد مهدی نوروز تولائی .
شهادت می دهم که خداوند یکی است و همتائی ندارد.
و شهادت می دهم که خداوند برای هدایت انسانها پیامبرانی فرستاد که آخرین
آنها نبی مصطفی محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله است .
و شهادت می دهم که خداوند عادل است . و به هیچکس ظلم نمی کند
و شهادت می دهم که بعد از پیامبر نوادگان ایشان از علی علیه السلام
تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رهبرشان هستند .
و شهادت میدهم که در غیاب اینها ولایت فقیه هدایت انسانها را به نیابت ائمه معصوم بر
عهده دارند . شهادت میدهم که خداوند انسانها را بدون حساب نخواهد گذاشت
و در میان این جهان فانی انسانها را به سزا و پاداش عمل خود خواهد رساند .
ادامه دارد ... اخبار گروهان نجف
قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخرهم و ینصرکم علیهم و یشف صدور قوم مومنین ۱۴ـ توبه

ای دل بکن بکوی شهیدان زیارتی ـــــــــــــــــــــ تا کی بفکر این زر وصال و عمارتی
جز آرزوی قبر حسین بر دلم نبود ـــــــــــــــــــــــ اینست راه عشـق اگـر با بصـارتی
با سلام و درود برهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران ... و با سلام و درود بیکران به شهیدان ...
پدر و مادرم در حال رفتن به منطقه هستم ... همه چیز را فراموش کردم :
ز شوق دوست سر و پای خود چنان گم کرد ـــــــــــــــــ که میانه دو شط آن امام تیمم کرد
اگر چیزی کم و کسر نوشته ام یا کسی را از قلم انداخته ام مرا ببخشید ...
دوستانیکه قبلا با هم بودیم و شهید شده اند مرا صدا می زنند ...
از شما عاجزانه استدعا دارم مرا ببخشید و حلال کنید ،
چون از خانه فرار کردم و به جبهه آمدم تا دین خود را به اسلام و شهداء ... ادا کنم ... و به این
دو مقصد یکی را برسم ، یا زیارت قبر شش گوشه حسین یا همانند یارانش به فیض شهادت
نائل گردم ... دعا کنید با یاران امام حسین هحشور گردم ...
دوست دارم با لباسی که شهید می شوم بخاکم بسپارید تا روز قیامت فرا رسد با لباس خونین ...سر از قبر در آورم ... همه ما مسئولیم و باید فردای محشر جوابگوی
پیغمبر و ائمه و شهدا باشیم ...برای غریبی و مظلومی اسلام گریه کنید که از همه طرف ،
خارج و داخل برای شکست او می کوشند . شما را بخدا دلتان برای اسلام بسوزد ،
نه برای شهداء . آنها آن راهی را که آرزو داشتند رفتند و رسیدند .
ولی اسلام باید تا ابد زنده بماند . انشاالله تعالی ...
بعضی ها می گویند ، اسلام به شما جوانان احتیاج دارد ، باید کمک کنید .
خیر نظر بنده اینست که ما جوانان به اسلام احتیاج داریم ، اگر بفکر آخرت خود بوده باشیم .
کوشش کنید هر چه می گوئید ، عمل کنید .
سعدی هر چند سخن دان مصالح گوئی ــــــــــــــــــــــــ بعمل کار برآید به سخندانی نیست
پدرم استاد مرادم
از راه دور دست های پینه بسته ترا می بوسم و همچنین دستهای مادرم را می بوسم .
پدر جان هر گاه مرخصی می آمدم خیلی دلم می خواست خم شوم و دستهایت را ببوسم ،
متاسفانهرویم نمی شد . الحمدالله چند بار دست مادرم را بوسیدم ،
اکنون که این آرزو را با خود بگور می برم ، امیدوارم با آن بزرگواری که در شما سراغ دارم مرا
ببخشید و حلال کنید ...اگر چه خودسرانه بجبهه رفتم و شما را اذیت کردم ،
امیدم اینستکه گذشته را فراموش کنید و صمیمانه حلالم کنید ، تا فردای قیامت
در محضر قرب حقتعالی رو سفید باشم ... از خواهر عزیزم ... عذر خواهی کنید ،
چون نه برای عقدش نه برای عروسیش نتوانستم بیایم .
و حتما او مهر خواهری را فراموش نمی کند و در عزای من شرکت می کند .
خواهشی دارم از آخرین حقوقی که از بسیج گرفته ام طبق رسمی که داشته ایم
به او شاد باش بدهید و از او بخواهید حلالم کند و شاد باش را هر اندازه
خودتان صلاح می دانید وکیل هستید ...
سلام مرا به بچه های مسجدمان برسانید و بگوئید حلالم کنند و برایم طلب مغفرت و دعا کنند .
راستی اگر برادر خوانده ام رامین دریائیان آمد و چیزی خواست باو بدهید .
خصوصا یک عکس می خواست . شاید رویش نشود بگوید ، اگر از عملیات برگشت .
در ضمن حمید طبری و علی بهزادی خیلی حق به گردن من دارند ،
اگر چیزی خواستند به آنها بدهید ، بعنوان یادگاری گرچه همه چیز از لوح خاطرم محو شده
و یادم نیست . اگر کسی ادعای طلب کرد باو بدهید . که زیر دین نمانم و اندازه ای هم
بفقیران واقعی بدهید تا برایم دعا کنند .
... یا زیارت یا شهادت
خدایا بتو پناه میبرم از نفسی که سیر نمی شود .
