ساعت ۱۴ اینجا آبادان است رادیو نفت ملی . . .
با عرض سلام اخبار نیم روزی را به آ. . .
شنوندگان عزیز آژیری که هم اکنون پخش میشود نشانگر وضعیت قرمز است
یعنی اینکه حمله هوائی دشمن قطعی است . . .
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
. . . .
. . . .
وچند دقیقه بعد . . .
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
این صدای غرش هواپیماهای بعثی بود که . . .
و چند ثانیه بعد . . .
کپکپکپکپکپکپککپک کپکپکپکپکپککپکپکپکپکپ
این صدای انفجارات پی در پی بود که به گوش میرسید
امام المتقین امیر المومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید ، در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود . در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیر المومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد . در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المومنین علیه السلام بسیار شد . حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت های خود را فرمود . در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود و لبهای مبارکش به ذکر خدا حرکت می کرد و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش می ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف می کرد .
به امام مجتبی علیه السلام فرمود : تو را به برادرت حسین علیه السلام وصییت می کنم . به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا سلام الله علیها نبودند فرمود : شما را وصییت می کنم به اطاعت از حسن و حسین ، سپس فرمودند: << خداوند شما صبر نیکو عطا فرماید . امشب از میان شما میروم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق می شوم چنانچه مرا وعده داده است >>
صدای گریه از اهل بیت بلند شد . آنگاه دستوراتی در مورد غسل و کفن ، نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی از کربلا فرمودند.
بعد از وداع با همگان ، دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند : ( اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله ) و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند. (( از سررسید گل نرگس سال ۸۶))