بسم الله

کتاب
بچه های گردان حاج اسماعیل
منتشر شد .
نویسنده : علی عمیره
ناشر : نشر مجنون ۱۳۸۶
آقای عمیره ٬ احسنت و دست مریزاد ...
یاعلی
سجاد
تقدیم به شهیدان سرفراز گروهان نجف اشرف

درکوله بار غربتم یک دل .از روزهای واپسین مانده است
عباس های تشنه لب رفتند . لب تشنه مشکی بر زمین مانده ست
من بودم و او بود و گمنامی .نامش چه بود؟انگار یادم نیست!
برشانه های سنگی دیوار.نام تو ای عاشق ترین .مانده ست
مثل نسیم صبح نخلستان . سرشار از زخم و سکوت و صبر
رفتید . اما در دل چاه . یک سینه آواز حزین مانده ست:
(رفتیم اگر نا مهربان بودیم)-رفتند اما مهربان بودند-
(رفتیم اگر بار گران....).آری .بار گرانی بر زمین مانده ست!
برشانه ی خونین تان . یاران !یک بار دیگر بوسه خواهم زد
بر شانه های خونین تان عطر تابوتهای یاسمین مانده ست
ز آنان برای ما چه می ماند ؟ یک کوله بار از خاطرات سبز
ازمن ولی یک چشم بارانی . تنها همین.تنها همین مانده ست
علیرضا قزوه
امیرالمومنین علی (علیه السلام) از اصحاب خود به خاطر تفرقه شان گلایه می کند و می فرماید : به خدا سوگند این واقعیت قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند که دشمنان اسلام در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرق هستید ، زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید ، به شما حمله می کنند، شما حمله نمی کنید و با شما می جنگند، شما نمی جنگید، اینگونه معصیت خدا می شود و شما راضی شدید.
(نهج البلاغه خطبه ۲۷)
سلام
سال نو ، هفته وحدت ، ولادت رسول الله (ص) و امام صادق (ع)
بر همه عزیزان گرامی باد .
بچه های گروهان نجف اشرف در روزهای آغازین سال ۱۳۸۷
به رسم هر جمعه ، ندای (( مَتی نُغادیکَ وَ نُراوحُکَ )) سر دادند .
مراسم هفتگی دعای ندبه
جمعه ۲/۱/۱۳۸۷ منزل آقای عمیره
التماس دعا
سجاد