بسم الله
به مناسبت 1 صفر سالروز ورود کاروان اسرای کربلا به شهر شام :
سایهای از آفتاب
فاضل نظری
نشسته سایهای از آفتاب بر رویاش
به روی شانهی طوفان رهاست گیسویاش
ز دوردست سواران دوباره میآیند
که بگذرند به اسبان ِ خویش از رویاش
کجاست یوسف ِ مجروح ِ پیرهنچاکام؟
که باد از دل ِ صحرا میآورد بویاش
کسی بزرگتر از امتحان ِ ابراهیم
کسی چونآن که به مذبح برید چاقوی اش
نشسته است کنارش کسی که میگِرید
کسی که دست گرفته به روی پهلویاش
هزار مرتبه پرسیدهام ز خود او کیست
که این غریب نهادهاست سر به زانویاش
کسی در آن طرف ِ دشتها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازویاش
کسی که با لب ِ خشک و ترکترک شدهاش
نشسته تیر به زیر ِ کمان ِ ابرویاش
کسی است وارث ِ این دردها که چون کوه است
عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویاش
عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق میکِشد از هر طرف به هر سویاش
طلوع می کند اکنون به روی نیزه سري
به روی شانهی طوفان رهاست گیسویاش ...
یا علی
التماس دعا
»» چفیه های بچه هایمان دروالفجر هشت بوی پیراهن حسین (ع)
می داد.
»» عمو سهراب یک تاریخ پا به سن گذاشته است .یک سند زنده
از جنگ...
»» شهید علی دافع (تیربارچی ) عشق را در گردان کربلا دید.اورادر
آغوش کشید و همراهش رفت تا آسمان کربلای چهار.
»» شهید عبدالکریم کجباف (نوزده سال) مردی است در همین
نزدیکی ها که هنوز فرصت نکرده ایم بشناسیمش...پس کی
فرصت می کنیم؟!
»» روزی که شهید حمید خانزاده (بسیجی)،حسین خاکی زاده
(پاسگاه زید)، عبدالمحمد دانشور پور (بی سیم چی ) رابه خاک
سپردیم گوئی یک آسمان صفا و معرفت بر روی دستها تشییع شد.
»» آهای اروند رود ، بگو با برادرانم چه کردی ؟
»» شانس نیاوردیم شهید شویم ... ای بابا مگه شانسیه؟!
»» دست شهادت همیشه باز است.

بسم الله
مولا
دلم برای آمدنت تنگ گشته است
همین ...
یاعلی
- ورودها به کربلا در شب جمعه و توفيق زيارت مخصوص امام حسين (ع) در اين
شب يکی از توفيقات خاص بود
- در شب جمعه مردم عراق از اکناف و اطراف برای زيارت امام حسين (ع) به کربلا میآيند
- شلوغی حرم امام حسين (ع) در شب جمعه نسبت به ساير شبها کاملاً مشهود است
- زايرانی که از اطراف به زيارت حرم امام حسين(ع) در شب جمعه می آيند شب
را در هوای سرد محوطه بين الحرمين سر می کنند . ما که در هتل با پتو هم
سردمان بود!
- مدير کاروان ما پيرمرد نوارنی و اهل دلی بودکه عليرغم سفرهای مکررش به
عتبات عاليات اما از همه برای زيارت حرم شوق بيشتری داشت
- عليرغم اينکه قبرستان وادی السلام در فاصله حدود هزارمتری حرم حضرت
علی (ع) قرار داشت اما پليس اجازه ورود به آنجا را نمی داد چرا که برای اختفاء
افراد خرابکار مکان مناسبی بود
- مردم کربلا , نجف و کوفه و بين راهها فارسی را به راحتی صحبت می کردند
بويژه کاسبها
- راننده اتوبوس ها يکی عراقی اهل شهر ديوانيه بود که مثل بقيه هموطنانش
تن صدای بلندی داشت . صورت آفتاب خورده و هيکل درشت او هم که طبيعی
بود در ضمن با داشتن چند فرزند همسرش شش ماه بود که بر اثر مريضی از
دنيا رفته بود اما عجيب اينکه هنوز مجرد مانده بود (در عراق اين از عجائب است)
- تا زمانيکه دستم به ضريح حضرت علی (ع) نخورد حقيقتاً باورم نمی شد که
زيارت عتبات مشرف شده ام
- زيارت قبر ملا حسينقلی همدانی(ره) از عرفای بزرگ در حرم امام حسين(ع)
هم لطف ديگری داشت
- مداح کاروان در آخرين شب در کربلا و روبروی ضريح حضرت اباالفضل سنگ
تمام گذاشت و می خواند :آب را ريخت آبرو را برداشت ............ ای مشک تا
حرم با من وفادار باش
- در حـرم حضرت عـــلی(ع) بعلت اختلافات موجود نماز جماعت رسـمی
برقرار نمی باشد! اما در حرم امام حسين (ع) برگزار می شد
- اختلافات داخلی تا مسجد کوفه کشيده شده بود و عليرغم برگزاری نماز
جماعت مغرب و عشا در آنجا گروهی اندک (عراقی)نماز جماعت (با تعداد کم)
در همانجا و با صدای بلند می خواندند !آنگونه که در مسجد کوفه در حال ساخت
و ساز بودند انشاء اله در آينده مسجد آبادی می شود

((مسولین ما باید بدانند که انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجه ارواحنافداه است )) امام خمینی ( ره )
این عبارت بقدری رک و صریح است که از کمال وضوحش آدمی به تردید می افتد و این عبارت دقیقا همان مطلبی است که در بعضی روایات آمده که مبداء قیام حضرت قائم ( عج ) از ناحیه مشرق است (( یکون مبدوه من قبل المشرق )) همان مشرقی که به تصریح روایات شیعه و سنی قیام و انقلابش زمینه ساز قیام جهانی حضرت مهدی (عج) است (( یخرج الناس من المشرق فیوطئون المهدی سلطانه )) همان مشرقی که امام نهضتشان مردی از اهل قم است و او چون از غرب به شرق پرواز کند ریح دل انگیزش تمام جهان را معطر می نماید ( یوم یطیر بالمشرق یوجد ریحها بالمغرب کالمسک الازفر )
بنا بر یکی از جالب توجه ترین بشارات امام تمامی مردم و مسئولان مختلف کشور ((باید خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی سلام الله علیه )) زیرا مطابق احساس امام خمینی از اوضاع و احوال جهان کنونی : (( گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان ))
آری در باور امام خمینی ( ره ) این مقطع از تاریخ زمانی است که تمامی انبیاء و اولیا در انتظار آمدنش لحظه شماری می کردند و خداوند نعمت حیات در این عصر را به ما ارزانی داشته است پس حیف است که از این حساسترین لحظه تاریخ غافل باشیم
در شـــــبی ظلمانی و تاریک ناگهان نوری درخشــــــــــــیدن گرفت
رهبری فرزانه و دشمن ستیز آمد و خلقی خروشـــــــــــــیدن گرفت
آفتاب انقـــــــــلابی سرخ گون از گل خون شهیدان راه روییدن گرفت
- اکثر خانه های عراقی حتی اگر نان شب نداشتند اما
ديش ماهواره داشتند . علت را از خودشان پرسيدم
گفتند بدون ماهواره هيچ کجا را نمی توانيم دريافت
کنيم خود عراق هم تقريباً شبکه تلويزيونی سراسری
(بدون ماهواره) ندارد
- با وجود محروميت شديد اما ماشين های مدل بالا به
چشم می خورد از يک صاحب رستوران (رستوران
السياحی در شهر زرباطيه) در بين راه علت را جويا
شدم گفت : بعد از سقوط صدارم سيل ماشين های
مدل بالا اما دست دوم (و البته تميز) با قيمت ارزان از
مرزهای کويت و عربستان به داخل عراق سرازير شد
- خود عراقيها می گفتند اين همه فقر و خرابیها ميراث
حکومت صدام است که سياستش تخريب و تضعیف
شهرهای مذهبی مثل نجف , کربلا و ... بوده است
- از طريق يک همکار قديمی که پس از باز نشسته
شدن بازرس سازمان حج و زيارت در کربلا شده بود
با رئيس خادمان حرم امام حسين(ع) آشنا شده و دو
مرتبه به منزل ايشان رفته و جای شما خالی پرچم
بالای گلدسته امام حسين(ع) را برايمان آورد که
زيارتکرديم همچنين خاطراتی از معجزات رخ داده
شده اخير در حرم اباالفضل را تعريف کرد .
- يکی از زيباترين ره آوردهای اين سفر اینکه از
طريق همان واسطه خير(بازرس سازمان حج و زيارت)
يک نوبت برای تميز کردن حرم امام حسين(ع) به ما
اجازه داده شد و گروه 20 نفره ما پس از تعطيلی
حرم به تنهايی وارد حرم شده و پس از تميز کردن
و جاروب کردن حرم و بردن خاکهای جاروب شده
ضريح مبارک به راحتی زيارت بجا آورده , حقيقتاً جای
شما خالی بود . علی عمیره باز هم می نویسد تا بعد

در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم ...در حضیض هم می توان عزیز بود
...ازگودال بپرس
یا ذبیح الله
تو اسماعیل گزیده خدایی
و رویای به حقیقت پیوسته ابراهیم . کربلا میقات توست ، محرم میعاد عشق و تو نخستین کس که ایام حج را به چهل روز کشاندی (( و اتممناها بعشر ))
آه ،
در حسرت فهم این نکته خواهم سوخت
که حج نیمه تمام را
در استلام حجر وانهادی
ودر کربلا .... با بوسه بر خنجر تمام کردی
آه ای قتیل
بگذار بگریم
خون تو در اشک ما تداوم یافت
پایان سخن ، پایان من است
تو انتها نداری
من درمانده در كوچه پس كوچهها و كوره راههاي دنياي فاني، بي اذن و كمك و ياري منتقم خون حسين(عليه السلام)، به خطا خواهم رفت و شايد...بسم الله الرحمن الرحیم
- کی به کيه يک دفعه ديديد سيد حسن کربلايي يک
سفر و کاروان بچه های گروهان را برداشت و برد
کربلا . چيه ؟ تعجب داره ؟ قرار نيست که فقط برای
تير و ترکش ببره . يک بار هم برای زيارت و آن
هم با پول خودمان ... نه غلط می گم آقا ؟
- به درب خانه امام خمينی (ره) در نجف رفته و با
توجه به بسته بودن آنجا درب منزل را زيارت کردم
- حرم حضرت علی(ع) محل بزرگان و شخصيتهای
نظير مقدس اردبيلی , شهيد مصطفی خمينی و ...
است که همه آنها را زيارت نموده و فاتحه خواندم
- شرايط نا امنی در عراق کاملاً مشهود بود ايست
بازرسی های مکرر می تواند شهادت دهد
- حسرت زيارت کاظمين و سامرا در دلمان ماند که ماند
- گازوئيل در عراق ليتری 150 تومان و بنزين 200
تومان بود
- پمپ بنزين ها بعلت نداشتن سوخت تعطيل بود
و در همه اين مدت فقط يک پمپ بنزين را مشغول
بکار ديديم آنهم با چند کيلومتر صف ماشين که
منتظر رسيدن نوبت بودند ... علی عمیره ادامه می دهد تا بعد
.

کربلا ، کربلا ما داریم می آییم ...
آماده باشید كه وقت رفتن است
عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو . . .
و این هر دو ، عقل وعشق را ، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت
میان عقل و عشق معنا شود .
یاران !
این قافله ، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات
می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد
كه : الرحیل ، الرحیل .
از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش
ببندد . ای دعوت فیضانی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان
می كشد و ... بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه
در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنُمی دارد
در تپیدن ؛ حسین ، حسین ، حسین ، حسین .
نمی تپد ، حسین حسین می كند .
یاران !
شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ، كه گذرگاه است ...
گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ،
رحل اقامت بیفكند ؟... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیك است
كه در كربلا ، و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟
كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ،
حسین كه از من و تو شایسته تر است .
الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
هوالحی
من و جداییت ای دلربا ! خدا نکند ...
ای تشنگان كوثر ولایت !
بیایید ... من سرچشمه را یافته ام .
وا اسفا !
باطن قبله را رها كرده اید و بر گرد دیوارهایی سنگی می چرخید ؟
بیایید ... باطن قبله اینجاست .
به خدا ، اگر نبود كه خداوند خود اینچنین خواسته ، می دیدی كعبه را كه به طواف
امام آمده است و حجرالاسود را می دیدی كه با او بیعت می كند .
مگر نه اینكه انسان كامل ، غایت تكامل عالم است ؟
ای امت آخر ! بر شما چه رفته است ؟
مگر تا كجا می توان درمحاق غفلت و كوری فرو شد كه خورشید را نشناخت ؟
معاویه مرده است و یزید بر خلافت خویش از مردم بیعت می گیرد .
آیا می توان دست بیعت به یزید داد و آنگاه باز هم به جانب قبله نماز گزارد ؟
یزید كه قبله نمی شناسد ، یزید كه نماز نمی گزارد .
چه رفته است شما را ای امت آخر ؟...
مكه ، مدینه ، بصره ... دمشق .
آیا در این دیار خاموشان زنده ای باقی نمانده است
كه سحر شیطان او را از خویشتن نربوده باشد؟
آیا كسی هست كه روح خویش را به شیطان نفروخته باشد ؟
وامحمدا !
چرا هیچ دستی و عَلَمی ازهیچ جا به یاری حق بلند نمی شود ؟
آیا همه دست ها را بریده اند ؟ زبان ها را نیز ؟
پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی برنخاسته است ؟
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی