تبليغاتX
گروهان نجف اشرف
انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و اخبار فعالیتهای فرهنگی جاری گروهان نجف اشرف . گردان کربلا . اهواز

 وقتي از بعضي از ما سؤال مي‏كردند كه در چند عمليات شركت كرده‏اي؟

روي‏مان نمي‏شد بگوييم يك يا دو و يا چند عمليات. اما وقتي از او همين

 سؤال را مي‏كردند به صراحت و با كمال راحتي مي‏گفت: متأسفانه من زياد

 در جبهه‏ها نبوده‏ام و فقط در عمليات والفجر هشت شركت كرده‏ام. گويي

مي‏خواست با اين كار حسابي خود را تنبيه كند. اكبر شيرين عاقبت در

 عمليات كربلاي پنج مزد اخلاصش را گرفت و راهي ديار دوست شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 0:3  توسط علی عمیره  | 

 

بنام خداوند عشق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:30  توسط سید صدر 

 
 
باسلام
 
 
نميدانم ازكجا شروع كنم بسيار خوشحالم كه اين سايت راه اندازي شده است.
 
 
واقعاً دلم براي بچه هاي گروهان تنگ شده بيش از20 سال از آن زمان گذشته
 
 
مانند خوابي است دوست دارم دراين خواب بمانم.
  
 
دلم براي علي حسامي تنگ شده براي سيد طه ، و..
 
 
دوست دارم خبري از علي عميره داشته باشم
 
 
علي آقا اگر مي تواني تماس بگير.
 
حميد صفري
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 7:23  توسط سید صدر  | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:0  توسط   | 

سلام بر کسی که حرمتش شکسته شد

سلام برکسی که خونش ستمکارانه ریخته شد

سلام بر آن که شاهرگش بریده شد

سلام بر آن که در حمایت از دین بی یاور ماند

سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده

سلام بر آن گونه ی خاک آلوده

سلام بر آن بدنی که لباسش به غنیمت برده شد

سلام بر آن دندانی که با چوب خیزران بر آن نواخته شد

سلام بر آن سر بالا رفته بر نیزه ها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 8:39  توسط   | 

سلام دوستان

مدتیست دیدار با خانواده عزیز شهداء گروهان رو آغاز کردیم . آخرین دیدارمان که اولین دیدار

 بعد از ماه مبارک رمضان است . دیدار با خانواده شهید محمد مهدی نوروز تولائی بود .

با دیدن پدر شهید دو احساس متفاوت به من دست داد . این عزیزان که جوان و جوانان

نمونه ای از هرحیث تربیت کردند و با سخاوت به اسلام و انقلاب تقدیم کردند خود در فراق جگر

 گوشه هاشان در سکوت مقدسی سوختند و گذراندند و اکنون بعضا با عوارض گذر سن دست

 به گریبانند ، اما در مواجه با دوستان و همرزمان شهیدشان ، گشاده رو و خوش رو و با گذشت

 هستند . هیچ گله گی ندارند . چون خوب می دانند که با خدا معامله کرده اند .

شهید محمد مهدی

 با همرزمان خود از اروند عبور کردند و پس از خط شکنی غواصان برای درهم

 شکستن خطوط دفاعی دشمن در عمق منطقه عملیاتی در پشت اولین خکریز سقوط کرده

دشمن مستقر شدند . مجددا فرمان پیشروی صادر گردید ، در تاریکی شب و در زیر آتش دشمن

تا نهر شماره ۹ به پیش رفتند .  در گیری نفر بنفر در جاده فاو ـ ام القصر و در پست دژبانی ورودی

به شهر فاو به اوج خود رسید . در نهایت با تقدیم تعدادی شهید به پیشگاه خداوند پایگاه

 دشمن سقوط کرد و شهید محمد مهدی و همرزمان او همانجا مستقر شدند . شهید ، از دیگران

 برای حفظ خودشان از آتش دشمن می خواست  آیت الکرسی را تلاوت کنند و دیگران غافل

 از اینکه او خود طلب شهادت می کرد .  فردای همان روز با هجوم دو تانک دشمن مواجه شدند

 که با شجاعت وصف ناپذیری هر دو تانک منهدم و سرنشینان آنها کشته  یا بعضا زخمی و در

نیزار ها متواری شدند . در جلسات توجیهی تانکهای موجود در فاو برای حفاظت را در حالت

عادی ۲۵ تانک تخمین زده بودند ، لذا محمد مهدی برای شکار تانکهای مهاجم احتمالی در

محلی کنار جاده کمین کرده بود . نیروهای بعثی از تراکم نیزار ها استفاده کرده و از جناح چپ

 با تیربار به نیروهای پیروزمند اسلام آتشباری کردند که در نتیجه تیری در قلب پاک

محمد مهدی اصابت کرد و روح پاک او به آسمان ها پر کشید .

جسم مطهر شهید محمد مهدی نوروز تولائی پس از انتقال به اهواز در بهشت شهدای

شهر بخاک سپرده شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 11:10  توسط سید صدر  | 

 

     جوانهای مومن بسیجی ما نشان دادند که می توانند دراین مراحل عظیم

 

      به معراج  بروند. شما میدان جنگ را پشت سر گذاشته اید. روزها و

 

      شبهای خوش حالات معنوی را پشت سر گذاشته اید.من به شما عرض

 

       می کنم : ای به معراج رفته ها،امروز که وارد زندگی معمولی شده اید ،

 

       مبادا دستاورد آن معراج را ازدست بدهید . مبادا آنچه را که در آنجا با این

      

       بینش معنوی  احساس کردید ،فراموش کنید. حجت خدا برشما تمام شده

 

       است. آن مناظر معنوی  را که شما از دریچه عبادت وذکر مناجات در یک

 

       دورانی مشاهده کرده اید ، همه کس نمی بیند  وچشمهای مادی  آن را درک

 

       نمی کنند و نمی بینند، اما شما دیدید و حجت  بر شما تمام  است. خودتان

 

       را واین راه را حفظ کنید .

         

                    (مقام معظم رهبری دردیدار با جمعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس)

 

         

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 21:36  توسط علی عمیره  | 

وَ قَدْ اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ،
و همانا اين ماه در نزد ما ستوده زيست، و با ما همنشينى پسنديده بود، و برترين منفعت جهانيان را براى ما به ارمغان آورد،
ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ تَمامِ وَقْتِهِ، وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ، وَ وَفآءِ عَدَدِهِ، فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ
پس به هنگام پايان گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و كامل شدن روزهايش از ما جدا شد، اينك آن را وداع مى‏گوئيم

وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا، وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا،
وداع كسى كه هجرانش بر ما غم‏انگيز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده،

فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ، وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ.
به اين خاطر مى‏گوئيم: سلام بر تو اى بزرگ‏ترين ماه خدا، و اى عيد عاشقان حق

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ.
سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنج‏آور است.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَحْرَصَنا بِالْاَمْسِ عَلَيْكَ، وَ اَشَدَّ شَوْقَنا غَداً اِلَيْكَ!
سلام بر تو كه ديروز چه سخت بر تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار شائق تو مى‏شويم!

اَللَّهُمَّ اِنَّا اَهْلُ هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ، وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ صِيامَهُ وَقِيامَهُ عَلى‏ تَقْصيرٍ،

 بارالها ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن شرافت بخشيدى، و ما به توفيق تو به روزه و نماز آن برخاستيم همراه با تقصير،

وَاَدَّيْنا فيهِ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ . وَ اَوْجِبْ لَنا عُذْرَكَ عَلى‏ ما قَصَّرْنا فيهِ مِنْ حَقِّكَ،
و در آن اندكى از بسيار را بجا آورديم. و عذر ما را در كوتاهى از اداى حقّت قبول كن،

وَ ابْلُغْ بِاَعْمارِنا ما بَيْنَ اَيْدينا مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ الْمُقْبِلِ، فَاِذا بَلَّغْتَناهُ فَاَعِنّا عَلى‏ تَناوُلِ ما اَنْتَ اَهْلُهُ‏مِنَ الْعِبادَةِ،
و آينده عمرمان را به ماه رمضان آينده كه در پيش داريم برسان، و چون ما را به آن رساندى ما را بر انجام عبادتى كه سزاوار توست يارى ده،

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 14:25  توسط   | 

باسمه تعالی

در برنامه دوم  افطار خانوادگی گروهان  که من نام آن را " همدلیٍ یارانٍ همدل " میگذازم صحبت از شهیدکریم میاح بمیان آمد .

 شهیدکریم میاح که بود ؟

شهیدکریم میاح شهیدی گمنام بود که شاید بجز تعدادی از بچه های گروهان و شاید تعدادی از بچه های گروهان ضدزره او را بخوبی نشناسند .

شهید علی بهزادی باید از شهیدکریم میاح بگوید چرا که از دیرباز ماموریتهائی را با او بود  .

برادر بزرگوارم علی عمیره باید از کریم بگوید  چرا که خیلی با او نشست و برخاست داشت .

من تنها خاطره ای کوتاه از اخلاص ایشان نقل میکنم و ادامه آن را اگر قابل بداند به علی میسپارم.

قبل از عملیات کربلای چهار تعدادی از بچه ها را که از قدرت جسمانی کمتری برخوردار بودند و از پس تمرینهای غواصی بر نمی آمدند کنار گذاشتیم . تعدادی را به گروهانهای دیگر معرفی کردیم تا با عنوان نیروی پیاده استفاده شوند . بگذریم که خیلی هاشان حاضر نبودند از گروهان جدا شوند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 10:32  توسط   | 

الهی حق محمد و ال محمد  بر ما  زیاد است   اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم


نگرانی های پیامبر  وتسلی خداوند ( در قران کریم ) ( قسمت اول )

 

- نگران فتنه های بعد از خود بود خداوند به او تسلی داد که نگران نباش ما انتقام لجاجت ها و توطئه هایشان را از آنان خواهیم گرفت ( فانا منهم منتقمون ) زخرف 41

-نگران شتاب و  پیشرفت های منحرفان بود که خداوند به او تسلی داد نگران نباش               ( لا یحزنک الذین یسارعون فی الکفر ) مائده 41

- نگران کثرت جمعیت مخالفان بود خداوند به او تسلی داد که  اگر چه کثرت افراد خبیث تو را به تعجب انداخته اما نگران نباش ( قل لا یستوی الخبیث والطیب و لو اعجبک کثره الخبیث ) مائده 100

- نگران شکنجه ها بود قران می فرماید قبل از تو آزارها دیدند ولی نصرت ما فرا رسید         ( .... اوذوا حتی اتاهم نصرنا ....) انعام 34

- نگران تکذیب ها بود ، خداوند می فرماید به آنان بگو  که کار من برای خودم و کار شما برای خودتان ( لی عملی و لکم عملکم ) یونس 41

- نگران وضعیت خوب و مرفه مخالفان و فقر مومنان بود . خداوند به او می فرماید اموال و اولاد آنان تو را به شگفتی نیاندازد اراده خداوند این است که بوسیله همین امکانات در دنیا آنان را عذاب کند (  فلا تعجبک اموالهم و لا اولادهم  انما یرید الله لیعذبهم بها فی الحیوه الدنیا .....)  توبه 55

- نگران عمر طولانی آنان بود که خداوند میفرماید من به مخالفان انبیاء قبل مهلت دادم ، سپس آنها را به قهر خود گرفتم (..... فاملیت للذین کفروا  ثم اخذتهم فکیف کان عقاب ) رعد 32

- نگران نباش که کفر آ نان به تو آسیبی نمی رساند (....و لیس بضارهم شیئا الا باذن الله  و علی الله فلیتوکل المومنون ) مجادله 10

 

ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 8:13  توسط   |