تبليغاتX
گروهان نجف اشرف
انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و اخبار فعالیتهای فرهنگی جاری گروهان نجف اشرف . گردان کربلا . اهواز

 »» نمی دانم یکبارنشستن درسنگرهای چزابه وچادرهای کرخه وجاده

     صاحب الزمان (عج)چه طعمی داشت که درذائقهء هرکسی که

     می نشست دیگر شیرینی دنیا وتلخی بلا وتندی جفا رانمی فهمید؟

»» به برکت اشک بچه ها،مزرعهء دفاع مقدس ماهمیشه بهاربود

       ودشت پرازگل لاله.......

»» جنگ راست می گفت وصلح دروغ می گوید.

»» درنبود مقاومت وشهادت،هراتفاقی ممکن است بیفتد.

»» ای وای که نشستن کنارعمو سهراب(تدارکات گروهان)وشهید سید طه

    احمدی ثناء (تدارکات وآرپی جی زن)درچادر وخوردن خرما وارده پس از

    رزم آبی دردی ماه 65چه صفائی داشت....

»» آی مسعودتقوی زاده (امدادگر)وکریم رفیعی اصل  (کمک تیربارچی)

     حیران وسرگشتهءشمایم ای مردان نیک روزگار.کجاسزاوار نکوهشم

     که شماعالمی رابه جنون ومجنون کشیده اید.

»» بهنام لاربی خشت (کمک آرپی جی )واحمد غلام گازر(کمک

     تیربارچی) ومحمدمهدی نوروزتولائی(پرسنلی) ازجایی (والفجر8)به

    مهمانی خدارفتندکه باران گلوله های سربی باصدای رعد آسای

     انفجارخمپاره هامیزبان تشنگان شهادت بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 17:3  توسط علی عمیره  | 

 

»» پس ازعملیات والفجرهشت مانه عبدالله محمدیان(معاون گردان)،

      احمدغلام گازر(کمک تیربارچی)،محمدمهدی نوروزتولائی(پرسنلی)،

     عبدالحسین دنیوی زاده(معاون دسته)....که دلهایمان راتشییع کردیم.

»» شهیدصادق نوری پور( معاون گردان)،دوست صمیمی فجرصادق بود.

»» درست است که جانباز پانداردامامگرنمی دانیم که انقلاب راهمه به

   پای اونوشته اند.

»» ماهشت سال بادشمن خونخواری دست وپنجه نرم کردیم که چهره

     حجاج بن یوسف ثقفی راآبرو داده وآب شرم راازپیشانی چنگیزو

     نوادگانش پاک کرد.

»» ازبس مرحوم کریم محسنی(رزمنده دوران دفاع مقدس)درفضای علامتهای

     ظهوربودنامش آدمی رابه یادامام زمان (عج) می انداخت.راستی !هر

      کس مارامی بیند به یادچه چیزی می افتد؟!

»» نعمت الله جمالی(آرپی جی زن)،حمید ضیائی(بی سیم چی)

     وعلی ماپار(بی سیم چی) درعین سادگی وگمنامی به جهانی

       طعنه زدندورندانه گلیم خویش ازمرداب دنیا بیرون کشیدند....

 »»  اگربخواهم شیرین ترین ولطیف ترین خاطرات زندگی ام راورق بزنم

     ردپای آنهارادرکوچه پس کوچه های گردان کربلا وگروهان

     نجف اشرفوسرزمین سپیدوسبزجزایر مجنون وفاووشلمچه

         وطلائیه و...پیدامی کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 16:46  توسط علی عمیره  | 

اولین باری که با  بسیج و برو بچه های بسیجی آشنا شدم . . .

اولین باری که به جبهه اعزام شدم . . .

اولین باری که صدای خمپاره را شنیدم . . .

اولین باری که دوستم کنارم شهید شد . . .

اولین باری که تیراندازی کردم . . .

اولین . . .

. . .

اولین باری که با گروهان و گردان آشنا شدم . . .

اولین باری که شهید حاج اسماعیل فرجوانی را دیدم . . .

اولین باری که با شهید علی بهزادی آشنا شدم . . .

لطفاْ بنویسید تا ما هم نوشتنمان بیاید !

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 0:20  توسط   | 

»» آی شهیدان:مجیدومحمدرضا شاهین(تک تیرانداز)،علی کربلائی

    (دوشکاچی)،محمدرضا آزادی(معاون دسته)،علی ماپار(بی سیم چی)

    علیرضابیطارزاده(معاون دسته)،علی حمیدیان مقدم(تیربارچی)

     بامابگوئیدچگونه پنجره های بسته زمین راگشودید وبه سمت آسمان

     سبزپروازکردید؟رمزهای پرواز رابرمابگشائید .

 

»» راهی که: احمدقنواتی(نقلیه گردان)ابراهیم چفقانی(فرمانده دسته)،

    سعیدراستانی (بی سیم چی)،سعیدحمیدی اصل(غواص)رفتند

          به خدامی رسید.راهی که ما میرویم......!

 

»» ما اززمستانهای 63به خداشکایت می بریم که خوشبوترین لاله های

      باطراوتمان :علی رهنمائی(غواص)، سعید نورانی(اطلاعات عملیات)،

       محمدرضاسالمی(فرمانده گروهان)،عبدالرحمان سلیمان پور(آرپی

       جی زن).........راازماگرفت.

 

»» افسوس وصدافسوس که هم نفسی باشهیدان نه خواندنی است

     ونه دیدنی.اماآشنایان کوچه شلمچه ومجنون ووالفجر هشت

     گفته اندکه چشیدنی است.......وای چه طعمی داشت!

    

 »» درشیوه جانبازی بادست وپای قطع شده وصل می شوند.

 

»» هرچه باخودم کلنجاررفتم نتوانستم شماره مرحوم کریم محسنی

        (رزمندهدوران دفاع مقدس)راازدفترچه تلفنم پاک کنم ......

 

   

»»  درآن بیابانها حتی درتاریک ترین شبهای عملیات هم راه راگم

     نمی کردیم .امااینجا روزروشن نمی دانیم بایدازکدام خیابان برویم!

 

»» ای واژه هارهایم کنیداین قدربه من تک نزنید!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 10:21  توسط علی عمیره  | 

 سلام ودرود خداوند  بر تمامی شهیدن پاک ومطهر ایران اسلامی

من یقین دارم که در این شب عزیز که مقارن با میلاد با سعادت حضزت زینب کبری همه آنها میهمان حضرت محمد مصطفی واهل بیت گرامی اش هستند روحشان شاد وراهشان پر رهرو باد .

از نظرات خوبتان مارا محروم نفرمائید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 17:7  توسط   | 

 

ميلاد باسعادت ام المصائب حضرت

   زينب الكبري (س)

برهمه عاشقان اهل البيت (ع) مبارك باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 16:51  توسط   | 

و یک روز قبل از عملیات  . . .

داوود را دیدم که بشاش و قبراقتر از هر زمان دیگری کارهای لازم گروهان را انجام میداد و . . .

به همه تاکید میکرد که تجهیزاتتان را کامل کنید . . .

روی داشتن ماسک ضد شیمیائی تاکید زیادی داشت . . .

اما . . .

قبل از ظهر بود  همگی آماده شدند  که به سوی منطقه رهائی حرکت کنند .

همه دیدند که داوود با همان لباسی که وصفش در قسمت قبل رفت آماده شد . . .

اما یکی از تجهیزات را کم داشت .

ماسک ضد شیمیائی !!!

هر چه به آن بزرگوار گفتیم که ماسک با خودت بردار . . .

با همان لبخند و نگاه عاقل اندر سفیهش میگفت :

 

« بمباران شیمیائی صبح عملیات انجام میشه . . . »

« من که به صبح عملیات نمیرسم . . . !!!! »

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:10  توسط   | 

»» درکرخه برسرکسی که به بیت الخلاء می رفت کلاه می گذاشتند،

      اینجا روز روشن ،وسط بازار سرخلق الله را هم کلاه می گذارند

      وهم کلاه برمی دارند.......یعنی چه؟!

»» دکان گناه درچزابه وطلائیه تعطیل تعطیل بود...فینیش!

»» ازبرکت پهن شدن سفره ء عملیات کربلای چهاروپنج کادرگردان کربلا

    دربهشت تکمیل شد: حاج اسماعیل فرجوانی(فرمانده گردان) ،

     صادق نوری پور(معاون گردان) ، علی حمیدی اصل( مسئول

       پرسنلی )، عبدالرحمان مرغیان (مسئول مخابرات)، علی

    بهزادی (فرمانده گروهان)،عبدالرئوف بلبلی(معاون گروهان)،.....   

 »» می گویند هرکس می خواهد به امام زمانش برسد باید خودش

     رابه آب وآتش بزند ودر شب عملیات کربلای چهار هم آب بود و

       هم آتش!

»» برای صاحب این قلم بکار بردن پیشوند مرحوم قبل ازنام کریم

     محسنی(رزمنده دوران دفاع مقدس)  بسیـــــــــــار تلخ است....

»» شهیداکبر قاسم پور(پرسنلی گروهان)بایک قدم (اولین اعزام)

    به بهشت رسیدومن باآن همه قدم های شکسته(اعزام های

    مکرر)پای درگل مانده ودرخویش فرورفته ام .

»»زکات دستهایمان درآن دوران بدوش گرفتن سلاح بودوامروز

    دست گیری ازافتاده ای است(سید صدر وام بده!).

»» تاریخ مصرف دفاع مقدس ماتابی نهایت است.....

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 14:13  توسط علی عمیره  | 

 

انا فتحنا لک فتحا" مبینا

سالروز آزادسازی خونین شهر قهرمان بر رهبر معظم انقلاب وخانواده معظم شهداء

- جانبازان و  ایثارگران مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 14:2  توسط   |