»» درجبهه بچه ها با دل می جنگیدند نه بادلیل .
»» قرار ملاقات شهید عبدالحسین دنیوی زاده (معاون دسته ) وعبدالله
محمدیان(معاون گردان ) وعبدالرحیم بهمنی (مسئول گروه ) باخدا
همیشه نیمه شبهابود هم قبل ازعملیات (مناجات شبانه )وهم
درشب عملیات والفجرهشت(شهادت).
»» دفاع مقدس مابیشتر تاریخ بودتاجغرافیا.
»» نمی دانم چراهرچه فکرمی کنم یادم نمی آید که درچند سال جنگ
کسی ازبچه ها دیگری راسرزنش کرده باشد اما تادلت بخواهد
نفس خویش رابه دلیل گناه نکرده ملامت می کردند .
»» پذیرایی درجلسات فرماند هان گردانها وگروهانها عبارت بوداز:یک
وعده چایی بالیوان پلاستیکی قرمز...همین!
»» شب تاریک عملیات وبیم موج بیداری تیربار دوشکای دشمن و
گرداب فوگاز ومیدان مین ومعبرباریک ، کجادانندحال ماخوش نشینان
رفاه زدهء شهربی دردی ها!
»» درست است که جانباز دست ندارداما چه کسی می تواندادعا
کندکه اودربود ونبود های ما دست نداشته است؟
»» چقدر دستهای شهیداکبرشیرین (معاون دسته)وصحنعلی تاراس
(فرمانده دسته ) بوسیدنی است آخرهمواره سرشار ازقنوت بودند.
»» خواستم بگویم مرحوم شهیدمحمدرضاسالمی(فرمانده گروهان
»» اگر کبریت احمر شهادت نبودتکلیف مردونامردراچه کسی روشن
می ساخت؟!
میلاد با سعادت
حضرت ختمی مرتبط حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم
و حضرت امام جعفر صادق (ع)
موسس مذهب تشیع را به حضرت ولی عصر عج)
و امام شهیدان تبریک وتهنیت عرض می نمائیم.
پاتک به واژه ها ۶
ـــــــــــــــــــــــــــــ
»» آنکه جانباز را دست کم می گیرد نمی گویم نفوذی است .
اما بی نفوذ هم نیست.
»» آهای بسیجی ها! قرار است ما که همسفر با شهیدان تا دم درب
شهادت رفتیم وبرگشتیم دست دیگرانی که نبوده اند را بگیریم
و شهیدان را نشانشان دهیم .نکند ما خود پشت میدان مین دنیا
کپ کرده باشیم !
»» ای یادگاران آزادی ،قلم در سرودن شعرخونتان نه توان رقص دارد و
نه میل به نشستن ، دیوانه شده است نمی داند چه کند؟
شما خود دست او را بگیرید.....
»» به لبخند های امام (ره) قسم ! من جوانانی چون شهید
عیسی جابری (غواص) و شهید غلامرضا محمدی (غواص) را
در اروند کنار دیدم که نماز را فقط برای خدا می خواندند.
»» پیکر مطهر شهید نعمت الله ولی زاده (بی سیم چی )
-- چندقطعه استخوان— بردوش یاران جا مانده اش خیلی سبک بود.یعنی که
نجا المخففون (حدیث)و سبکباران خرامیدند و رفتند......
»» خواستم بگویم یک دست ویک پای شهید علی حسامی
(آرپی جی زن و تدارکات گروهان)درخط سه گوش فاو جا ماند. یادم آمد
اصلا" من خودم را هم گم کرده وهم در همانجا جا گذاشته ام !
»» سردار شهید حاج اسماعیل فرجوانی (فرمانده گردان)،درعملیات
طریق القدس برادرش ابراهیم به بهشت (شهادت)رسید ،درحمله رمضان
پایش زیرتانک رفت، درخیبر چشمانش بینا (شیمیایی) شد ، دربدر دست
راستش را به دست آورد ( قطع دست ) و درکربلای چهار پایانی(شهادت)
گرفت ......این حاجی نقشه کامل جنگ بود!
»» ردپای شهیدمحمدحردانی (طلبه وکمک تیربارچی) راباید
درصفای دلهای بی کینه جستجو کرد .
»» راستی چرا در جبهه هیچکس ازبچه ها سراغ میوه و دسر بعد از
غذا را نمی گرفت ؟......عجیبه ها!
»» حرفهای جنگ پایان ندارد .........
برادرم آقای علی عمیره نوشته است .
سلام دوستان
بیائید و با معرفتی بکنید و شهدای توی عکسا رو شناسائی بکنید و خاطرات و هر چی که
دلتون می خواد براشون بنویسید . اگه نیمدید دیگه گله نکنید که چرا من می رم گدائی !!!
اخبار گروهان اینجا هم شهدا هستند .
لازم بتوضیح هست که تمام زحمات عکسا رو آمون ( معلم دوم ) کشیدن .
از ایشون تشکر می کنم . معلم اول قصه گو هست . از ایشون هم تشکر می کنم .
پاتک به واژه ها ( ۵ )
»» شهیدان سپید جامگانند، چشم و دلش روشن باد هر آنکه دلش با آنان
است
»» سالها پیش از این در طلائیه و پاسگاه زید و چزابه هم شاهد طلوع فجر
کاذببودم وهم فجر صادق . اینک اما، مدتهاست از هیچ کدامشان خبری
ندارم !
»» سردار شهید حاج اسماعیل فرجوانی (فرمانده گردان) در شب عملیات بدر
بادست راستش به حسین (ع) سلام داد وپاسخ شنید(قطع دستش)!
»» آن که باآن سابقه جبهه بازهم راه را گم کرده است، براو نمرده به فتوای
من نمازکنید.
»» آی به مقصد رسیده های آن سوی اروند ، مامسافران این سوی آب رادریابید .
»» درمنطقه قفل شده عملیاتی بدر وجاده خندق همراه باشهیدیوسف سرلک
(تیربارچی و موذن خوش صدای گردان ) دلمان راهم جاگذاشتیم ....
»» تردید از ماست وگرنه شناسنامه حتی یک نفر ازبچه های جبهه وجنگ نیز
نمی شود که از محله های بی درد صادرشده باشد .
»» جانباز اگرچشم ندارد اما درشب وروز تاریک ! راهنمای ماست .
»» چایی جبهه بالیوان قرمزپلاستیکی عجیب می چسبید امابالیوان های بلوری
اینجا اصلا آن طعم راندارد بااینکه شکرش راهم زیاد میکنم آ ....
»» شهید علی بهزادی (فرمانده گروهان) پس ازمجروحیت شدید(سر ودست
و...)درکربلای چهار، دوران نقاهت رادر شلمچه وکربلای پنج سپری کرد .امروز
اما ،برخی برای ترکش نخورده چه طول درمانها می گیرند..... سبحان الله!
»» بسیجی ! با خاطراتت حکایت کن از پرواز این قوم ، حکایت کن، شاید هزاران
مرغ مهاجر باشند تا پرواز را یاد بگیرند و قدم درآسمان پرستاره ی هدایت
بگذارند. حکایت کن...
سال نو
که به نام
پیامبر اعظم(ص)
مزین شده است
بر همگان
مبارک باد