سلام مجید سلامات هستم یه خاطره می گم براتون :
حجم آتش دشمن بسیار زیاد بود .
صدای سید باقر بگوش میومد ، داشت عربی بلند بلند صحبت می کرد .
شهید علی گفت: این کیه ؟ داره عربی صحبت می کنه ؟
گفتم : سید باقر داره با عراقی ها حرف می زنه !!!.
شهید علی گفت : ببین چی شده ؟
سید باقر برای چی با عراقیها حرف می زنه ؟
به سید باقر گفتم : سید چی شده ؟
گفت : عراقیها دارند به ما فحش می دن !!!
من هم دارم جوابشون رو می دم ؟ !!! ؟ ![]()
![]()

همرزمان عزیز با کلیک کردن روی آدرس زیر میتوانید از اخبار و فعالیتهای جاری گروهان باخبر شوید.http://akhbaregorhan.blogfa.com
|
|
بنام خالق یکتا
فـــرخـــنـــده
میلاد مسعود هشتمین اخترتابناک ولایت و امامت
حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام
برعموم شیعیان مبارک باد .
http://akhbaregorhan.blogfa.com

از همه عزیزان چه همرزمانم در گروهان چه خارج از آن خواهش میکنم از آن عملیات بگویند .
چه از آمادگی قبل از عملیات و هم نشینی با شهدا چه از خود عملیات .
کربلائی
بنام خالق زیبائیها
ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
بر دوستداران اهل بیت عصمت
و طهارت مبارک باد .
امام رضا علیه السلام می فرمایند:
هر کس ((معصومه)) رادر قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده .
علی بهزادی
فرمانده گروهان نجف با سر بانداژ شده آمد ... زخمهای فرمانده جوانمان هنوز التیام نیافته بود ... در گوشه ای نشسته بودیم و با من درد دل می کرد و اسم دوستان و نیرو های شهیدش را بزبان می آورد . اشک در چشمانش حلقه زده بود . و همین طور صحبت می کرد ، می گفت : سید من از روی مادر های شهید خجالت می کشم هنگامی که می آیند و سراغ بچه هایشان را می گیرند ، سید دیگر طاقت ندارم و آرزو دارم یک تیر مستقیم بخورم و تکه تکه بشوم مثل شهید علی حسامی . ایشان در همان عملیات (کربلای پنج )با اصابت موشک هدایت شونده به سنگرش به فیض شهادت ، که آرزویش را داشت نائل آمد .

شهید علی بهزادی
فرمانده محبوب گروهان نجف اشرف که در کربلای ۵ بشهادت رسید .
او یکی از اسوه های ایثار و از خودگذشتگی بود .روحش شاد و راهش پر رهرو !
قبل از عملیات به منزل شهید آمدم ، او از در خونه بیرون اومد،
لباس رزم پوشیده بود و قصد رفتن به منطقه رو داشت .
به او گفتم :کجا می خوای بری ؟ گفت : می خوام برم 
منطقه ( جبهه ) حاج اسماعیل منتظر منه
( حاج اسماعیل فرجوانی فرمانده گردان کربلا
در عملیات قبلی شهید شده بود و پیکر پاکش توی میدون کارزار مانده بود )
آن روز جمله ای دیگر هم گفت: در شلمچه خیلی ها شهید می شوند
و ما با عراقیها ( بعثیها ) می جنگیم و آخرش پیروزی با ماست .
کلماتش دائما در گوشم طنین انداز است .
شهید علی بهزادی ، اشتباه کسی رو مستقیما به او تذکر نمی داد
بلکه مثلا می گفت : رامین این کار رو نکن
و اگر هم می خواست امر به معروف کند
باز به همین طریق عمل می کرد ،
بقول معروف به در می زد که دیوار بفهمد . راوی رامین دریائیان
علی به محض اینکه آمد روحیه بچه ها عوض شد .
ولی دیگر این علی آن علی سابق نبود
فرمانده ما پر و بالش شکسته بود .
علی بسختی می خوابید و پا می شد .
اولین بار بود که می گفت : برایم پتو پهن کنید
و وقتی که می خواست بلند بشه می گفت : دستم رو بگیرید .
راوی سید باقر احمدی ثنا ء
کوتاه اززبان جبهه ایها (۱)
-- تازنده ایم رزمنده ایم
--پایان ماموریت بسیجی شهادت است
--شهادت هنرمردان خداست (امام خمینی)
--سپاه گل است،بسیج عطر آن.( منسوب به آیت الله حائری شیرازی)
--کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین { سوره بقره آیه 249- آیه ای که درعملیات
بدر ورد زبان شهید علی حسامی بود}
--یکی از بزرگترین تفاوتهای شهدابادیگران این است که برخلاف دیگران آدمهای پیچیده ای نبودند
--جبهه ، هرروزش یوم الله وهرشبش لیله القدر بود.
--علی ویاعلی ،علی! شیردلاور،علی! ساقی...(ازشعارهای حماسی ورزش صبحگاهی گروهان)
--
امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود.....(نوحه حاج صادق آهنگری درشب عملیات )-- ای ازسفر برگشتگان کوشهیدان ما کوشهیدان ما .....(نوحه حاج صادق آهنگری دربازگشت بچه ها
ازعملیات)
--یاداتوبوسهای گلی بخیر ! یاد سربندهای یاحسین بخیر !یادعلی بهزادی، شیرین ،حسامی ،تاراس،
داود علی پناه،.....ای اشکها امانم دهید....
--اعرالله جمجمتک : سرت رابه خدابسپار امام علی (ع)--تنهاکسانی ازسیم خاردارهای دشمن خواهند گذشت که درسیم خاردار نفس گیر نکرده باشند.
--مدتهای مد یدی هر روز پس ازنمازجماعت صبح حبیب میاحی دعای عهد را در حسینیه گردان برایمان
میخواند و ما زمزمه می کردیم .... من که دیگر یادم نیست آخرین باری که دعای عهد خواندم کی بود،
شما چطور ؟
-- در فضای معطر گردان صفا وصمیمیت وخلوص را عادلانه بین برو بچه ها تقسیم کرده بودند بطوریکه
هیچکس ازاین همه نعمت ولطف الهی بی بهره نمانده بود
-- راستی ته مانده نان های دیـروز آن مــردان الـــهی خوشمزه تر است یا جوجه کبابهای (حداقل )
شبهه ناک امروزی؟!
-- درجنگ همه رزمندگان یکدل و یکرنگ بودند حتی لباسهایشان هم یک رنگ ویک شکل بود.
{ تهیه وتدوین: علی عمیره }
ولی خیلی زود همه بچه ها رو مجذوب خودش کرده بود .
بر و بچه های قدیمی همه بودند ولی او یه جوری دیگه بود .
او را بعنوان امام جماعت انتخاب کرده بودند ،
انسان وارسته ای بود . طلبه جوان و خوش کردار اکبر قاسمپور
وقتی شهید شد همه را بهت زده کرد .
عبدالله محمدیان ( که خود در عملیات والفجر ۸ شهید شد ) در همان
سنگری که اکبر شهید شده بود ایستاده بود و با حالتی اندوهگین و
غم انگیز به خاکریز های عراق که پیش رویش دیده می شد ، نگاه
می کرد و با خود حرف هائی رو تکرار می کرد ، خوب که دقت کردم
متوجه شدم زبان حال خود را نسبت به شهید قاسمپور زمزمه میکرد :
(( زود آمدگان دیرمیروند )) .
یا ابا عبدالله یا جعفر بن محمد ایها الصادق یا بن رسول الله
یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا
واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیهاعندالله اشفع لنا عندالله
شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
برعموم شیعیان جهان تسلیت باد .