تبليغاتX
گروهان نجف اشرف
انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و اخبار فعالیتهای فرهنگی جاری گروهان نجف اشرف . گردان کربلا . اهواز
قال المعصوم (ع) :

الفرصه تمر مر السحاب

فرصت به مانند ابر می گذرد

ضمن عرض تسلیت ایام ضربت خوردن و شهادت مولی الموحدین حضرت امیر المومنین به همه عزیزان

استفاده از لحظه لحظه ی لیالی قدر را ابتدا به خودم و سپس به همه عزیزان یادآور میشوم .

التماس دعای فراوان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 8:12  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

ضمن عذر خواهی زیاد از برادر آزاده و سلحشور جناب آقای قمشی . از اینکه دیر به صندوق نامه ها سر زدیم . آقا سید نمی ره که چشمش به اون عکسای یا هو نیفته !!! من هم هوش و حواس درست و حسابی ندارم ...     سید صدر

يكي دو خاطره خيلي كوتاه از حاج اسماعيل فرجواني

روز هاي اولي كه حاج اسماعيل دستش قطع شده بود   هيچ به روي خودش نمي آورد كه اتفاقي افتاده 

مگر به شوخي....مي گفت گاهي كف همون دستم كه قطع شده  خارشش مي ياد! هر چي هم مچم رو به زمين مي مالم خارشش قطع نميشه ... استدلال مي كرد خوب مي دوني!  دستم قطع شده ولي عصبش سالمه  اونم داره كار خودش رو مي كنه  ...نمي دونم الان كه اون زنده جاويد هست، دستش رو دوباره خدا بهش داده؟   خدا كنه اينطور باشه  لا اقل الان خوب اونو مي تونه بخارونه ....تلافي اين دنيا.

يه كلاس با هم مي رفتيم،چهارراه جمهوري،  زماني كه تهران دوره نقاهتش رو مي گذروند برام تعريف   مي كرد بعد از كلاس، سر ايستگاه تاكسي كه مي رم  خيلي شلوغه،  هر تاكسي هم كه مي ايسته چون مجبورم با دست چپم در اونو باز كنم  وقتي باز مي كنم خود به خود ميرم پشت در اون ، تا بر مي گردم سوار شم  مي بينم دو تا رفتن توش و جا نميشه...خودش مي خنديد و مي گفت لابد مردم فكر مي كنن من اونجا   دارم كمك مي كنم مردم سريعتر سوار شن...مي گفت گاهي نيم ساعت همونجا تو ايستگاه دارم ديگران رو سوار مي كنم!!  حاج اسماعيل هنوز يكي دو تا از عملهاي دستش هم مونده بود

راستي اگه ما انگشتمون زخمي باشه  حاظريم اينهمه صبوري كنيم؟! و به مشكلات بخنديم   خدايا اونا چقدر بزرگ بودن ...

خدايا نمي دونم چرا وقتي ياد بچه هاي شهيد مي كنم،  با اينكه بغضم مي گيره   ولي دلم نمي ياد گريه كنم  ...شايد بخاطر اينه كه حس مي كنم اونا كه دارن ما رو مي بينن ، ممكنه بهمون بخندن....راستي اونا كه زنده ان الان دارن چه كار مي كنن.... يعني ممكنه ما رو نگاه كنن؟  خدا نكنه اگه اينطور باشه پاك آبرومون ميره  اونا چي سفارش كردن ما چكار مي كنيم !!

خوب خدا هم مي دونه اونا ناراحت مي شن كه ببينن  چقدر راه اونا و راه خدا، ياد اونا و ياد خدا،كم رهرو شده، حتما نمي ذاره ما رو ببينن....اگه اينطوره  پس مي شه بغضمونو خالي كنيم ...

خدايا شهدا دوستامون بودن، نمي خواهيم فاصله هامون بيشتراز اين  بشه خدايا ما اونا رو دوست داريم   نمي خواهيم اون دنيا هم نتونيم ببينيمشون....خدايا به حق اين ماه مبارك كاري كن اونا بازبخندن  و ما باز بخنديم ...

 كاش اونا از پيشمون نرفته بودن، كاش هنوز پيشمون بودن...چه آرزوهايي .....

                                                                                                        رحيم قميشي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 11:19  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

میلاد پر برکت

 حضرت امام حسن مجتبی(ع )

بر همه عزیزان

 مبارکباد

کربلائی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 23:20  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

ثم جعلت اجر محمد صلواتک عليه و اله مودتهم فی کتابک فقلت قل لا اسئلکم عليه اجراً الا الموده فی القربی و قلت ما سئلتکم من اجر فهو لکم و قلت ما اسئلکم عليه من اجر الا من شآء ان يتخذ الی ربه سبيلاً فکانوا هم السبيل اليک و المسلک الی رضوانک .

آنگاه تو ای پروردگار اجر و مزد رسالت پيغمبرت صلی الله عليه و آله را محبت و دوستی امت نسبت به اهل بيت قرار دادی آنجا که فرمودی (بگو اي رسول ما که من از شما امت اجر رسالتی جز محبت اقارب و خويشاوندانم نميخواهم و باز فرمودی (همان اجر رسالتی را که خواستم باز بنفع شما خواستم) (يعنی محبت اهل بيتم موجب سعادت و رستگاری شما امت است) و باز فرمودی (بگو ای رسول ما که من از شما امت اجر رسالتی نمی خواهم جز آنکه شما راه خدا را پيش گيريد) پس ( از اين آيات مفهوم ميشود که ) اهلبيت رسول طريق و رهبر بسوی تواند و راه بهشت رضوان تواند .                      (( فرازی از دعای ندبه))

 

سخنرانی حجت الاسلام آقای مصطفی بردبار

در دومين جلسه فرهنگی گروهان نجف اشرف اهواز  ۸ رمضان المبارک

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با ذکرصلوات و قرائت فاتحه جهت شادی ارواح طيبه شهداء و درگذشتگان جمع حاضر و بانی و بانيان اين مجلس

عزيزان ميدانند که در زيارت جامعه کبيره , هر چه صفت برای خدا شمرده اند، برای پيغمبر و اهلبيت پيغمبر هم می شمارند فقط يک صفت نيست و آن ربوبيت حق تعالی است .

امام صادق عليه السلام می فرمايند . فقط شما صفت ربوبيت بما ندهيد . شما ما را خدا ندانيد . يک مرحله بياوريد پائين تر و بعد از آن هر چه درباره ما گفتيد کم گفته ايد . لذا شناخت پيغمبر و اهل بيت ايشان برای ما مقدور نيست اين لطف خداست که آن وجود نازنين و آسمانی را چند صباحی روی زمين قرار داد . و ما هم کلياتی از فضائل آن بزرگوار از سخنش , نشست و برخاستنش . از نماز و عباداتش از منبرش شنيديم و خوانديم .

اين بزرگان (پيغمبر و اهل بيت) از ما خواسته اند که در قلبمان محبت خدا و دوستان خدا را وارد کنيم . ذکر خدا را زياد بگوييم . که اگر اهل ذکر خدا شديم فکر و عمل مان مرتب و سنجيده خواهد شد . البته حالا وقت نيست که بررسی ميکنيم آيا ذکر خدا قلبی است يا لسانی است يا هر دو

اگر اهل ذکر شديم محبت به خدا زياد می شود

حق تعالی می فرمايد : الذين آمنوا اشد حباً لله

ايمان آورندگان محبتشان تشديد می شود , شعله ور می شود بخدا . در پی اين , محبت به پيغمبر و اهل بيت ايشان حاصل و تشديد می شود . در دعای ندبه , آمده است که خداوند اجر و قرب رسالت را محبت پيغمبر و اهل بيت  در دلها قرار داده اند . پيغمبر چيزی نمی خواهد مگر دوستی و محبت خود وعترتش . انسان بايد تلاش کند که وجودش , وجود خدا محور باشد نه خود محور گير ما کجاست ؟ ما هر کدام درصدی بالا و پائين خود محور هستيم وقتی انسان , مشورت نمی پذيرد .به سادگی ديگران را تحقير می کند . پائين می کشد غيبت می کند . يعنی مناسبات را بر اساس قدرت تعريف می کند .

حضرت رسول می فرمايد . خدا لعنت کند کسی را که ديگری را بخاطر پولش احترام می کند .

چقدر از اين موضوع اجتناب می کنيم ؟ مسائله غنا و فقر نيايد ملاک زياد و کم احترام باشد .

انسان خدا محور در رفتارهای فردی و اجتماعی حدود خدا را رعايت می کند . خط قرمزهايش در رابطه با خداست

دوآيه در سوره نساء داريم :

1- حدود خدا چهارچوب دارد . توفيق اطاعت خدا و پيغمبر را پيدا کرديم رستگاريم .

2- اگر کسی حدود خدا را رعايت نکرد و عصيان کرد . در جهنم داخل می شود تا ابد .  آدم خدا محور, سفارشات خدا را  رعايت می کند . و محبت پيغمبر و اهل بيت مثل نوافل می ماند . به يک شکل دوست داشتن اهل بيت کوتاهی ها را انشاء الله جبران می کند . اگر در احوال بعضی از بزرگان دقت کنيم می بينيد که خدا محور شدن , انسان را بکجا می رساند . دستگيری خدا تا کجاست .

خوب به شما سفارش می کنم که از هيچ عمل خيری هر چند کوچک روی گردان نباشد .و از داشتن گناهان بزرگ , نا اميد نشويد . که اگر قرار بود ما را با گناهانمان ارزيابی کنند , وضع همه خراب بود  .

قدر جمع خود را بدانيد صدقه سر شهداء انشاء الله دستگيری خواهيم شد .

در اين ماه از ديگران دستگيری  کنيد .

با زير دستان با رحمت و رأفت رفتار کنيد .

اگر می خواهيد خدا از شما بگذرد از ديگران در گذريد .

امام باقر عليه السلام می فرمايد :

حق برادر مؤمن بر برادر مؤمن اين است که تا هفتاد گناه کبيره او را بپوشاند . هفتاد گناه کبيره !!!

ما گاهی اوقات يک مکروه از مؤمني می بينيم اعلاميه می دهيم .

اين حديث در کتاب اصول کافی است . دوباره بخوانيد .

اين ستارالعيوبی خدا را می رساند .

 

والسلام  

                           سیدصدر

                                                                                           

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 12:17  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

باسمه تعالي

 از همرزمان عزيز تقاضامندم 


 از حال و هواي ماه مبارك رمضان در جبهه و برنامه هائي كه داشته اند و همچنين از خاطرات ماه مبارك در جبهه بنويسند.

كربلائي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 10:33  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

 

بسمه تعالی

فرازهايي از بيانات مقام معظم رهبری

 

تقوا , درس جاودانه ی امير مؤمنان است .

تقوا در واقع يکی از بلندترين فصول زندگی عملی اميرالمؤمنين (ع) و تعاليم زبانی آن بزرگواراست .

تقوا يعنی مراقبت ازخود , انسان دائم بايد مراقب خود باشد . هم مراقب اعمال و رفتار خود – يعنی مراقب چشم خود , زبان خود , گوش خود , دست خود هم مراقب دل خود باشد .

--- ---- ---- ---- ----                                                               ---- ---- ---- ---- ---

خلاصه ای از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين حاج آقا بهرام پور

 اولين جلسه فرهنگی ماه مبارک رمضان 17 مهر84 (5 رمضان)

 گروهان نجف اشرف اهواز

ماه رمضان ماه اسلام و ماه عمل است .

از اين رو پيامبر اکرم صلی الله عليه وآله وسلم در خطبه شعبانيه مردم را به عمل نسبت به انجام فرائض (نماز , روزه , صله رحم , صدقات , تلاوت قرآن ) و ... دعوت نموده اند .

اعمال دوگونه است . اعمالی که بايد انجام داد و اعمالی که نبايد انجام داد .

همانطور که ثواب اعمال نيک در اين ماه مضاعف است . عقاب گناهان هم مضاعف است .

سئوال : اگر اين ماه , ماه عمل کردن است چرا قرآن فرموده ؟

کتب عليکم صيام ... لعلکم تتقون . چه رابطه ای بين عمل و تقوا وجود دارد ؟

آيا از عمل به تقوا می رسيم و يا با تقوا پيشه کردن به عمل می رسيم ؟

جواب : در واقع هر دو برهم تأثير می گذارند و مکمل يکديگرند . تا عمل نباشد . تقوايي حاصل نخواهد شد و تا تقوا نباشد به عمل هم نمی رسيم . همانند ظاهر و باطن انسان .

مثلاً در نماز انسان از ظاهر که رعايت خضوع است به باطن که خشوع قلب است می رسد .

و اگر سعی در خشوع نکند به خضوع هم نمی رسد . حالا اگر انسان بخواهد قلب خود را هدايت کند بايد تقوا را در دل خود تقويت کند . خوراک قلب همانند خوراک ظاهری است . خوب و بد دارد . همانطور که غذای خوب باعث سلامتی انسان ميگردد . اعمال نيک و پسنديده هم موجب تقويت تقوا و خشوع باطنی می گردد .

همچنين همانطوری که غذای ناسالم باعث ازبين بردن انسان می گردد . اعمال زشت و ناپسند هم انسان را از جرگه خداپرستی و تقوا دور می کند .

راه ورود تقوا به قلب انسان راه معرفت است .

همين اعضاء و جوارح همان راه و ابزار ادراک قلب هستند . يعنی غذا (معرفت الهی) را به قلب انسان می رسانند . در حقيقت انسان با اعضا ء و جوارح و عمل خود تقوا را به قلب خود می رساند .

دونکته جهت جلب توفيق

1- نکته اول اين ماه , ماه ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه و شريف است .

برای کسب توفيق , رابطه خود را با امام زمان تقويت کنيد .

باخواندن ادعيه دعای افتتاح , دعا برای سلامتی آقا امام زمان زياد خواندن ( اللهم کن لوليک ...) و از همه مهم تر هميشه خود را در حضور و پيشگاه آقا , حس کردن و او را  ناظر بر اعمال خود دانستن که موجب دوری از گناه می گردد .

2- يکی ديگر از اسباب قرب الهی و کسب توفيق , خواندن زيارت عاشورا است چرا که حب امام حسين عليه السلام در جلب توفيق الهی بسيار مهم است .

                                                                                          تلخیص از :

                                                                                                                                                                         برادر حسین قرینه

والسلام ـ سید صدر

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 11:25  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

خاطره ای از همرزم گرامی فرید خمیسی

شهيدعبدالله محمديان معاون گردان كربلادر همان سنگري كه شهيداكبر  قاسمپور طلبه اي كه براي اولين

بار به جبهه آمده بودو چند لحظه قبل شهيد شده بود ، ايستاده بود وباحالتي اندوهگين وغم انگيز به

خاكريزهاي عراق كه پيش رويش ديده  مي شدند نگاه مي كرد وباخودنجوا ميكرد وباخود حرفهايي را تكرار

مي كرد خوب كه دقت كردم متوجه شدم زبان حال خود را نسبت به شهيد قاسمپور زمزمه مي كرد :  

(زود آمدگان ديرميروند))

مهدی انجیل زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:43  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

خاطره ای از دوست عزیزمان حاج احمد ایزدی

يكي از اسراي عراقي سر لشكر علي العويد الگاوي بود. زماني كه ما از او بازجوئي مي كرديمخيلي جالب بود.چرا كه وقتي به تاريخچه زندگي او نگاه مي كرديم .. مي ديديم زماني كه او به خدمت سربازي ارتش عراق درآمده است ؛اصلاً ما بدنيا نيامده بوديم . حالا حساب كنيد كه دو تا بچه مي رفتندواز او بازجوئي مي كردند. حالا او را چطور اسير كرده بودندو چه ذلتي كشيده بود بماند...

مهدی انجیل زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 17:59  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

 

حلول ماه مبارک رمضان

 

 

بر همه رزمندگان اسلام مبارک باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 0:25  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

باسمه تعالي

از همه عزيزاني كه به وبلاگ گروهان سر ميزنند تشكر فراوان دارم .

از همه عزيزاني كه علاوه بر سر زدن نظر هم ميدهند تشكر مخصوص دارم .

 از عزيزان گروهان كه سر ميزنند ولي نظر نميدهند گله مندم كه چرا نميخواهند ما را خوشحال کنند . 

کربلائی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 0:28  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

باسمه تعالی

 

بی مقدمه بروم سر اصل مطلب

 

بنده از رفوزه های اين بحث هستم . يعنی اينکه نمازهای واجب يوميه را با کلی کم و کاست

می خو ...

 

ولی آنهايي که با نمره خوب و رتبه بالا قبول شدند و يا در آينده قبول خواهند شد .

آنهايي هستند که علاوه بر واجباتشون در طول روز , نيمه شبها , نماز شب را تمام و کمال و با مقدمات و مؤخرات می خوانند , يک حال و هوای خاص دارند و سير و سلوکی مي کنند که نگو و لابد حظی می برند که نپرس .

 

اما انگار قرار نيست همه , جزء نفرات اول تا دهم کنکور باشند يا و جزء دو رقميهای  صد نشده ( دندان پزشکی , پزشکی , مهندسی پزشکی و ...) باشند .

 

خوشا بحال اونايي که بالاخره نرسيده به هزارند يعنی سه رقمی هستند .

نماز شب می خونند و سيمایشان بيانگر آنست که کيف خاصی می برند و نوری از خدا در دل دارند .

بدا بحال من رفوزه

خوشا بحال وروديهای بدانشگاه ((بهشت ی)) حالا هر رتبه ای که داشتند , خوب داشته باشند . اين که ديگه تازه وارد و ترم اولی و...... فارغ التحصيل و اينارو نداره .

استعداد شون اينقدر بوده , نماز شفع (دو رکعت) و وتر (يک رکعت )  رو خوندن دعا دست نماز وترشون رو اگه طول ندادن ولی الهی العفوشون رو گفتن .

بابا بعضی ها سر شب قبل از خواب وضو گرفتن و اگه حالی بوده دو رکعت نماز مستحبی خوندن . خلاصه اونايي که با هل و زور و اينو ببين و اونو ببين , وارد  شدند , يعنی حداقل بعد از نماز عشاء آيه آمن الرسول (دو آيه آخر سوره بقره)       رو خوندن ...... ولی

وای بحال من رفوزه

 

                     والسلام  _  سید صدر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 9:47  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

باسلام ودرود به ارواح پاک رهبر کبیر  انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و شهیدان اسلام از آغاز تا کنون

پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان را به تمامی مومنین تبریک وتهنیت عرض می نمایم.

خاطره ای از دوست و همرزم عزیزمان آقای سلطان حسن پور

اولین بار که می خواستم به جبهه اعزام شوم چون سن کمی داشتم و متولد سال ۱۳۴۸ بودم به ناچار رقم انتهایی را که ۸ بود به ۵ تغییر دادم واز روی این تغییر در شناسنامه کپی گرفتم اما چون مسئول اعزام مرا می شناخت این بار نیز تیرم به سنگ خورد ولی از راههای دیگر اقدام کردم بدین صورت که     به طور پنهانی سوار ماشین شدم وبعد که به منطقه رسیدیم اسمم را به لیست اضافه کردم ودر دل بسیار مسرور وشادمان بودم که منم به سهم خودم نقشی را در این عرصه مهم زندگیم ایفا می نمودم

هدف من از گفتن این خاطره صرفا" علاقه زیاد من ودوستا نم برای خدمت به انقلاب ورهبر عزیزمان بود که امیدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد.

 

ومن اله توفیق

مهدی انجیل زاده

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 22:38  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.

برخی از آنمومنان بزرگمردانی هستند که بعهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند . پس برخی از آنها بر آن عهد

ایستادگی کردند (تا براه خدا شهید شدند) و برخی به انتظار ( فیض شهادت ) مقاومت کرده و هیچ عهد خدا را تغییر ندادند .                                 

                                                     خاطره ای از ۶۸ .......

پشت خاکريز نشسته و منتظر پاتک عراقيا بوديم. در يک لحظه گفتند عراقيا دارند ميان. من چون تيربار دستم بود بالا کشيدم و پايه ها را فيکس کردم و آماده تيراندازي شدم. منشي گروهانمون قد بلند بود بنام زمانيان که اونم بالا اومد. در يک لحظه صداي شلاقي گذر گلوله اي را شنيدم و وقتي به عقب برگشتم عبور تير رسام را در بي نهايت نگريستم. به پائين نگاه کردم... تير به سر زمانيان خورده بود. پيشاني من بزرگتر بود پس چرا از بين دو سر يکي ديگر انتخاب شد؟
خدا ميخواهد بنده اي بماند الان حسرت شکست در جهاد اکبر کشد...

پس از اصابت گلوله به سر زمانيان غمگين نشسته بودم که فرمانده گفت آماده باشيد... مهمات نداشتيم بلند شدم و به محل زاغه موقت رفتم و مهمات برداشته و در حال برگشت به سنگر بودم که يکدفعه در جلوي پايم زمين از جا کند و مرا نيز پرتاب کرد.. خمپاره اي در جلوي پايم به زمين خورده بود و اهدايي او به من 26 ترکش بود. نفس نميتوانستم بکشم و درد جانکاهي درون پاهايم احساس ميکردم. بدنم سرد شد چون غرق خون شده بودم. قبل از بيهوشي فقط يک جمله از امدادگر در ذهنم پايدار ماند: هر جا را ميبندم بازم خون مياد چشماش داره ميره ديگه فايده نداره... وقتي مجددا بهوش آمدم فقط پتويي برويم بود و من همچنان در محل مجروح شدنم بودم... مرا شهيد تلقي و رها کرده بودند اما خدا ميداند که چه کسي را ببرد و چه کسي را بگذارد که در حسرت بسوزد
 
من در بیمارستان 576 شیراز 20 روز بستری بودم در آنجا به من لقب چهل تیکه داده بودند و هیچ پرستاری حاضر نبود مرا پانسمان کند چون به اندازه کل بخش وقت میگرفتم. البته پرستاران بزرگواري بودند بجز يکيشان که جرگم را يکبار سوزاند... يکبار در حين پانسمان با وجوديکه حوله درون دهانم گذاشته بودم که آخ نگم اما صدا آخم را شنيد و گفت: شما را چه به جبهه وقتي تحمل درد را نداري نرو جبهه...
 وب سايت   پست الکترونيک

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 8:58  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

                                           حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه)

ما مفتخریم که ائمه معصومین علیهم صلوات الله و سلامه علیهم در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است در حبس و تبعید بسر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند . و ما امروز مفتخریم که می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته جان و مال وعزیزان خود را نثار راه خدا می کنند .

                                            حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله)

این نظام به برکت خون شهدا و مبارزات رزمندگان در جهان شناخته شده است .

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 19:43  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  |