تبليغاتX
گروهان نجف اشرف
انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و اخبار فعالیتهای فرهنگی جاری گروهان نجف اشرف . گردان کربلا . اهواز
 

رزمنده ای که یخ زد


زمستان بود و هوا بسیار سرد . برف همه جا را سفید پوش کرد بود .

 گروهان در ماموریت پدافندی ماووت عراق بود . یک شب بنده به اتفاق 2 نفر

عازم سنگر کمین شدیم . برادری که جلوی بنده حرکت می کرد : پاسدار

وظیفه و نیروی بهداری گردان بود و برادر اردلی پشت سر بنده . چند متر از

سنگر استراحت فاصله گرفته بودیم که در کمال تعجب دیدم : برادر جلویی

 (بلا تشبیه )چون یک تکه چوب بدون اینکه از دستانش کمک بگیرد با صورت

 نقش زمین شد . بنده یاد صحنه های فیلم سینمایی افتادم . خدایا چرا ایشان

 به این صورت نقش زمین شد ؟ بلافاصله بر بالین ایشان حاضر و خواستم

سر ایشان را از زمین بلند کنم که متوجه شدم بدن ایشان کاملاً یخ زده

 و یکپارچه شده و ایشان بیهوش شده . با کمک برادر پاسبخش سریع ایشان

را بلند کردیم و یکپارچگی جسم ایشان کمک کرد که بدون برانکارد و آتل بندی

 2 نفری ایشان را به سنگر استراحت حمل کرده و بدن ایشان را روی بخاری

 آنقدر گرم کردیم تا جایی که بنده صدای مهره های کمر ایشان

 و خم شدن کمر را احساس کردم و پتوی داغ به ایشان پیچیدیم و تنفس

 مصنوعی را شروع کردیم و جواب داد . بله ایشان چشمانش را باز و با اشک

 شوق از برادران که هستی دوباره به ایشان داده بودند تشکر کردند. همین

 جا به این برادر عزیز سلام رسانده و توفیقات ایشان را خواستارم /.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:31  توسط سید صدر  | 

 

 

دو یار مجروح


عملیات نصر 4 بود در منطقه ماووت عراق


دو جوان بسیجی مجروح که یکی شان قدری سرحال تر بود و آن یکی را میاورد .

نزدیک سنگر بهداری شدند . بنده و یکی از برادران بهداری شروع به بستن زخمهای

 ایشان شدیم . گویا نارنجک نزدیک ایشان منفجر شده بود و می توانم بگویم بیش

 از 40 نقطه از بدن ایشان مورد اصابت قرار گرفته و ایشان بدون هیچ ناله و شکایتی

 از روحیه بالا برخوردار بودند . بنده که ناشی بودم شروع کردم زخمها را جدا جدا با

 وسواس بستن که زمان زیادی می برد . که مورد اعتراض آن برادر امدادگر قرار گرفتم

 که ایشان فرمود زخمها را یکسره باند پیچی کنم تا نوبت به مجروحان دیگر برسد و

بنده نیز چنین کردم .


وقتی مجروحی که وضع نسبی ایشان بهتر بود خیالش از دوستش راحت شد .

دستش را از بنده کشید و به خط مقدم برگشت و با وجود مجروحیت حاظر

نشد ایشان را به اتفاق دوستش به عقب منتقل نمائیم /.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 10:56  توسط سید صدر  | 

بسم الله

 تقدیم به ساحت مقدس شیر زنانی که با صبر و شکیبایی و با دعا و نیایش ، آن گاه که مردانشان مشغول نبرد با دشمن بعثی بودند آنان را همراهی کردند و صبورانه زبان به گلایه و شکوه نگشودند .

بانوانی که در فراق همسر شهیدشان ذره ذره آب می شوند و بانوانی که امروز لحظه ای از پرستاری همسر جانبازشان غافل نمی گردند .

توفیق تان روز افزون باد

یاعلی 

 

 

صبورا

افسانه نیست اینکه تو پروا نداشتی

چشمی به مال و راحت دنیا نداشتی

در جبهه بود ، مرد تو ، مشغول کارزار

در کار عشق شاید و اما نداشتی

سجاده ات گواه دل عاشق تو بود

بی اشک و آه ، خلوت رویا نداشتی

مثل فرشته دل به دل زخم می زدی

در مهربانی آه تو همتا نداشتی

دریای اعتقاد ، پریزادی تو بود

ترسی ز موج خیزی دریا نداشتی

اینک سؤال می کند آیا کسی ز تو

دیروزها کجای زمین خانه داشتی ؟

امروزهای ما همه آکنده از تو باد

مدیون صبر تو ، تو که فردا نداشتی

 

پروانه نجاتی

برگرفته از وبلاگ بانوی شعر شهدا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 17:40  توسط سجاد  | 

 

آقا سید سلام . ضمن عرض تسلیت شهادت حضرت زهرا(س) .چشم خاطره ای را تقدیم

می نمایم به تمامی دلاورمردان بسیجی که جز خدا کسی قدر و منزلت واقعی ایشان را

نمی شناسد .فصل زمستان بود و سرما بسیار شدید . گردان کربلا در ماموریت پدافندی

ماووت عراق بود . سرما به حدی بود که هنگام نگهبانی در سنگر کمین آرزو می کردیم

که از سرما یخ نزده و به سنگر استراحت برگردیم در این شرایط بسیجی مخلص مسعود

آهنگران ( برادر حاج صادق ) را خوب به یاد دارم که پست دو نفری را به تنهایی ایستاده

و هنگام مراجعه نیروهای پست بعدی به ایشان می فرمود که شما به اشتباه آمده اید

 و پست بنده است و چندین نوبت ایشان تمام شب را به تنهایی پست دادند و خدا

 می داند که چه روحیه ای داشتند هرکجا هستند خدا توفیقشان دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:56  توسط سید صدر  | 

 

 

 

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

 

 

 

خانواده محترم خلاقی

 

 

در گذشت یادگار هشت سال دفاع مقدس و همرزم عزیز مرحوم

 

خلاقی را به شما و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده ، برای

 

آن مرحوم غفران الهی و همنشینی با شهداء و برای بازماندگان

 

صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم .

 

همرزمان مرحوم در گروهان نجف اشرف – گردان کربلا – اهواز

 

 

آری او نیز رفت ...

 

 

خدایش رحمت کند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:17  توسط سید صدر  |